جاذبه?
گاهی وقتا
یه نفر ، فقط یه نفر …
باعث می شه که حس کنی
چیزی که تو رو روی زمین نگه داشته
جاذبه ی زمین نیست …

مریمانه
تصمیمای جدید گرفتم
با خودم کلنجار رفتم که خانوم مریم جان،،،
این که هرروز بخوای وقتتو هرتی پرتی کنی که نمیشه
اینکه ساعتها بشینی فکر کنی به آدمهایی که،
برات مهمن و نگرانشون بشیو،
یادت بره کاراتو انجام بدی که نمیشه....
اینکه با برنامه از خواب بیدار شیو
شب بدون اجراش بخوابی که نمیشه !!
اینکه هزارتا آرزو داری اما براشون کاری نمیکنی که نمیشه !!
اینکه رویاهاتو تازگیا گذاشتی تو صندوقو
بیخیالشون شدی که نمیشه!!
اینکه دیگه به موهات نرسیو دقایقی جلو آینه واینستی که نمیشه !!
خلاصه فکر هایی کردم 
قرار شده وقتمو هرتی پرتی نکنم
هرروز،
واسه آدمای دوست داشتنی زندگیم به جای نگرانی
پالس مثبت میفرستم
برنامه هامو مینویسم
رویاهامم از صندوقچه در آوردم تا بهشون برسم
به موهامم بیشتر ناز میدم...
خلاصه
سازمو آماده کردم
که ترانه ی قشنگی برای زندگیم بنوازم ....

برنامه ی امشب من :
بافتن موهایم ...
نماز ...
دیدن برنامه چرخ
(شبکه چهاره ببینید ساعت 7:15 اینا شروع میشه ) 
خوندن بیوشیمی (شنبه امتحان دارم )
....
و شیرجه در رخت خواب ،
فکر کردن ...
و خواندن کتاب دوست داشتنیم
که تازه شروع کرده ام ...
قلعه ی آسمونی مریم
پاک میکنم مینویسم ....1 بار دوبار سه بار ... 
آخه هرچی مینویسم یامیشه غرنامه یا ناله....
در پی درست کردن یه جایی واسه خودم هستم
یه قلعه
به نام
"قلعه ی آسمونی من ".....
اینجاام هست.
همگانی نیس
هرکی آدرسشو خواست پیام بده

استکانی چای
ماه من امشب نیا بالای آبادی ما
خوش ندارم چشم هر نامحرمی روشن شود...
حواسمان باشد چه چیزی به یادگار میگذاریم....
ما نسبت به نوشته هایی که از ذهنمون تراوش میکنیم،
مسئولیم ....
بعضی نوشته ها سرشاز از ناامیدی ، بدبختی ، بی انگیزگیه
بعضی نوشته ها
حال آدم های عاشق ،این نسل مهربونو حساسو، بدتر میکند
هق هق های شبانه اشان را بیشتر میکند
از نوشته هایی که حال آدمهارا بدتر میکند بیزارم.....
ما نسبت به نوشته هایمان مسئولیم ....
حواسمان باشد چه چیزی به یادگار میگذاریم...

در عالم ...
این آخرین قدم برای دیدنت
این آخرین پُله واسه رسیدنت
این آخرین نفس کشیدن از برای تو
این آخرین تورو ندیدنم برای تو
برای آخرین نفس بخون ترانه ای
که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای
که میشه از تو رَد شد و نظر به جاده کرد
که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد
بخون دوباره خوندنت برام مقدسه
بیا دوباره دیدنت برای من بسه
بدون که باید از تو رد شد و دلو ندید
باید بُرید و پَر زد و به آسمون رسید..
صدا بزن منو
که باره آخره
بذار ببینمت
قراره آخره
برای بار آخرم شده
فقط بخند..
بخند و چشمای قشنگتو
ببند، ببند
حامد زمانی
چقدر صلح درونی داریم؟ ;-)
این کلمه را فراموش نکنید
صلح_درونی
اگر کسی را دیدید که
از کوچکترین چیزها لذت می برد،
محو طبیعت می شود،
کمتر سخت می گیرد،
می بخشد،
می خندد،
می خنداند و با خودش در یک
"صلح درونی" است
او نه بی مشکل است نه شیرین مغز
او
طوفان های هولناکی را
در زندگی پشت سر گذاشته
و قدر آنچه امروز دارد را می داند
او یاد گرفته است که
لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد
سبک زندگیتون رنگ خدا

یک سری آدمها
فقط فکر میکنند خودشان میدانندو بس....
همان هایی که ،
یقین دارند فقط کاره خودشان درست است و بس...
یه مناجات فوق العاده خواندنی ....خدایا خیلی چاکرتیم ... مرسی از دوستم بابت متن
خدایا!
مرا به خاطر
همهی مورچههایی که کشتهام
ببخش
خدایا!
ممنونم که فقط یکی هستی
چینیها عمراً بتوانند تقلبیات را بسازند
خدایا!
مرا ببخش که بعضی وقتها با تو
شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کردهام!
یعنی فقط زمانی سراغت آمدهام که
احتیاجت داشتهام
خدایا!
من از اختیارهایم میترسم
فردا، پسفردا، خودت به خاطر همهی آنها
یقهام را میگیری
خدایا!
من اگر بسوزم
بوی گند میدهم!
خود دانی، میخواهی بیندازی جهنم، بینداز!
خدایا!
گوشهایم دراز شده است
کی وقت داری بیایم برایم کوتاهش کنی؟
خدایا!
حیف نیست
بهشت به این قشنگی ساختهای،
آن وقت به همه نشانش ندهی؟
خدایا!
کاش بیمارستانها
بخش کودکان سرطانی نداشت
خدایا!
شش روز طول کشید
تا دنیای ما را بسازی
آن وقت ما در یک چشم بهم زدن
آن را خراب میکنیم!
ببخشید!
خدایا!
من فقط یک «مسکن مهر» سراغ دارم
آنهم خانهی تو است
خدایا!
آسایش دو گیتی
تفسیر این سه حرف است:
۱- خدا ۲- را ۳- شکر
خدایا!
تو خوبتر از آن هستی
که مرا تنها بگذاری
خدایا!
به یک نفر میگویند: «یک دروغ بگو»
میگوید: «خدا نمیبخشد»
خدایا!
توی «اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیهِ راجعون»
«اِلیهِ راجعون» یعنی پیش خودت؛ درست است؟
پیش خودت که جهنم نمیشود! میشود؟
خدایا!
من مثل آن بتپرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
خدایا!
دیوار خانهی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
میخواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم
خدایا!
اشکهایم را با دست پاک میکنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد
خدایا!
خودت به کسی که دوستش دارم بگو
که من دلم نمیخواست خلق بشوم
و فقط و فقط برای اینکه او تنها نباشد
قبول کردم که بیایم دنیا
تا شاید دوستم داشته باشد
خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
خدایا!
خودت که بهتر میدانی
ما آدمها مثل دانههای انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!
خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!
خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی
رد کن!
خدایا!
آخر زندگی من
یک «ادامه دارد» بنویس!
از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته رضا احسان پور
با من از شعر نگو
با من از شعر نگو
از خودت حرف بزن
دلتنگ حرف های معمولی ام
اینکه حالت خوب است؟
اینکه سرما نخورده ای؟
اینکه زود برگرد !
مواظب خودت باش !
دلتنگ همین حرف های معمولی ام...
- منوچهر آتشی
بووو سرده کاپشنم کووو ...
سرما خوردم
رفیق این شبا شده ،
یه چایی آبلیمو عسل گرم ،،تو رختخوابم ![]()
کنار پنجره ی اتاق توی هوای سرد ....فوق العادست
مواظب باشید سرما نخورید 
یادم بماند قهرمان زندگی من قهرمان خواهد ماند...
قابل توجه متاهلین و مجردين عزیز...
«««آویزه گوشمان باشد....
هيچ کدام از انهايي که همسرت را با انها مقايسه
مي کني ، هنوز با تو زندگي نکرده اند تا نقاط
ضعفشان را هم ببيني ....!!!!
از دور همه در زندگيشان قهرمانند ......
اما نه ...!!!!!!
قهرمان واقعي کسي است که با
خوشي و نا خوشي ، عاشقانه در کنارت
زندگي مي کند ......
قهرمان زندگيت را عاشقانه باور کن!!!
نقطه سر سطر،زندگی یعنی این...
تلفیق دو عطر.... زندگی یعنی این
لبخند دو چتر ....زندگی یعنی این
پاییز برای عشق ،فصل خوبیست
نقطه سر سطر،زندگی یعنی این ...
امید صباغ نو
![]()
"بعضى آدمهاى نازنين"
بعضى آدمها را نمى شود داشت،
فقط مى شود يكجور خاصى دوستشان داشت!
بعضى آدمها اصلاً براى اين نيستند كه براى تو باشند،
يا تو براى آنها!
اصلاً به آخرش فكر نمى كنى؛
آنها براى اينند كه دوستشان بدارى...
آن هم نه دوست داشتن معمولى،
نه حتى عشق!
يكجور خاصى دوست داشتن
كه اصلاً هم كم نيست...!
اين آدمها وقتى كه ديگر نيستند هم،
در كنج دلت تا ابد يكجور خاص دوست داشته خواهند شد...
آخ که چقدر حالمو خوب میکنه این متن ...
مریمانه
روز مره شدم ؟
اینوزمانی فهمیدم که
امشب بارون اومد
ولی من صداشو نشنیدم .........
قبلنا از بس کنار پنجره ها بودم
با اولین قطره بارون میپریدم بیرون
الان یه ماهه،
ده دقیقه واینستادم آسمونو ببینم
چاییم تازگیا سرد میشه
کمتر با فرشته ی زندگیم صحبت میکنم
باید با خودمم حتما خلوت کنم
و عادت کنم که چک کردن آنلاین ها
و تغییر کردن رفتار آدما با دوری
ازم دور شه
اجساس میکنم وابسته کردن
واز طرفیم احساس میکنم
تلگرامولانزا گرفتم
روزمرگی شاید خنده داره
اما همه ی این چیزایی که گفتم برای غم انگیزه
یه مدت نیستم ...
خوشحالم که هستید ...
حالم خوب میشه بر میگردم
دوست دار همتون
چه زیر آبیا چه همراه های همیشگیم
مریم 



![[تصویر: space-9.jpg]](http://2daylink.com/wp-content/uploads/2012/10/space-9.jpg)
![[تصویر: space-15.jpg]](http://2daylink.com/wp-content/uploads/2012/10/space-15.jpg)





![[تصویر: HamMihan-201515397218617398081433224845.0604.jpg]](http://www.hammihan.com/users/status/original/HamMihan-201515397218617398081433224845.0604.jpg)
شتاب نکنید،