سلام   دوازده😬🙈

همه جا  در آرامش   

مدادو که میذاری  رو دفتر  و دفترو می‌بندی  

و کار تموم میشه  جز بهترین حس های دنیاست 

 عینکو از رو چشم  برداشتم 

موهای گوجه  ای از بالا بسته شده رو باز کردم 

رو نوک انگشتای پا    آروم  آروم پیش به سوی شیرجه  در رختخواب 

واتساپو  باز کردم  

  نوشته برای تو  که اینجا بودی  

و به یادت همه جا رو نگاه ‌کردم ....لبخند 

برام  چندتا فیلم فرستاده  

تو تاریکی شب  بازشون کردم 

رفته  هنگام  ساحل  خماسی(لبخند ذوق )

فیلم  بعدی رقص  قشنگ دلفیناست تو تلالو  دریا . لبخند

یادش مونده   جنوبو  دوست دارم.لبخند 

بعضیا قشنگی زندگین   هرچقدر  که  روزگار بد  بشه

این موقع  شب عجیب چسبیید ..... لبخند

جنوب 

جنوب زیبااااااا

 

 

 

آفتاب  یا خورشید؟

عاشق زیست شناسی بودم و هستم

  چون باعث می‌شد خودمو بیشتر بشناسم....

اون لحظه ای که  تو کلاس درباره ی جز جز  DNA  صحبت می‌شد  انگار  رو زمین نبودم ....لبخند 

همه ی  اون شگفتی هایی  که  استاد  ازش صحبت می کرد همون لحظه  در وجود ما بود ... شگفت انگیزه ...

رشته ام  رو دوست داشتم چون  دیدم رو فراتر از زندگی روزمره  می برد....

 انقدر شگفتی‌ بهم نشون  میداد  که دیگه برام مهم نبود  شمسی خانومو   فخری خانوم  پشت سر اون یکی چی  گفتن ... 

هرچیزی که  باعث شناخت  خود بشه  قشنگه ....

بعضی از آدمارو دوست داریم  چون کنارشون  به بهترین شکل ممکن میتونیم  خودمونو  بشناسیم ... 

کنارشون  بُعد هایی از،خودمونو  کشف می کنیم که تا  حالا نمیدونستیم ...

از این آدما تو زندگیتون  داشتین ؟  لبخند 

 

امشب یه فیلمی دیدم  دوباره بهم تلنگر زد ...

تو میدونی  تفاوت  آفتاب و  خورشید  تو چیه؟ 

فرق  لذت  با خوش بختی تو چیه ؟ 

 

عجییب ارزش دیدن  داره 👇

 

 

https://www.instagram.com/tv/CNjtgDkHjR9/?utm_medium=copy_link

شیر کوچولو  بزرگ شده 

اینو از سوالاش فهمیدم .... لبخند 

 

نشستیم روی کوه  پادشاه نشین  

رو به افق 

 آفتاب به گونه ها می‌زد و    هوای پاییز  با همه وجودمون عجین شده بود...

چشمامو  بسته بودم  ،

صدای  تق  فلاسک 

و بعد  صدای ریختن چایی و عطرو بخارش به گوش و مشام رسید....

 

 گفت :  بالاخره آدم باید تو  حال زندگی کنه  یا تو حالو آینده؟ 

 گفتم چطور ؟ 

 گفت  یه چیزایی تو حال خیلی کیف میده  اما  تو آینده گند میزنه   رو روانت  پس این همه میگن تو حال زندگی کن یعنی  چی؟ 

تازگیا  حوصله ی جواب دادن به کسیو نداشتم

نگاش کردم... 

 

گفت به نظرت چیکار کنم ؟

 

گفتم :

یه جوری زندگی کن  وقتی  یه روزی نشستی از بالای  کوه  افقو نگاه کردی   سبک باشی  سبکه سبک  این لذتو فقط اونایی می‌فهمن که درست زندگی کردن ....  تو حالو  آینده  فرق نداره   درست  باش....

گفت  اگه  انقدر سبک نبودم چی ؟ اگه گند زده بودم چی ؟  

 

 درستش کن .... اما بیشور نمون 

 

زد زیر خنده  ، گفت نمیخوای چشماتو باز کنی ؟ 

 

نه ... 

 

 گفت تو تاحالا گند زدی ؟ 

 

_تا حدودی  

 

چیکار کردی ؟ 

 

_زور زدم  درستش کردم 

 

چرا  خواستی درستش کنی ؟ 

 

_چون  یه روزی  مثل الان سبک بشینم و  منظره  رو نگاه کنم...

 

زیر چشمی نگاش کردم ، لبخند زد ....

.

.  

 

 تو  برام بگو ،  تو حال باید زندگی کرد یا تو  حالو آینده ؟ 

 اگه گند زدیم چیکار باید کنیم ؟

 

 

سبز ماندن در خزان ... تو چه می بینی ؟

آپلود عکس

 

  اصلا یکی  از پر عشق ترین کارای دنیا 

گرفتن آب میوه  تو پاییز و زمستونه :-)

 نارنگیا و لیمو  شیرینارو  شستم  

آبمیوه گیری  دستی رو  آوردم

نشستم کنار بخاری 

و آب میوه ی خفنی ساختم 

صدای  بارون به گوش میرسه 

بهش میگم قبول داری   این آب میوه ها ی دستی که  آدما برای  هم درست میکنن  پر از عشقه؟ 

میگه قطعا همینه . لبخند .

 میزون میشه دو لیوان ....

من عاشق این کارم 

کنار هم   تو صدای بارون کنار بخاری   آب میوه  ی  خونگی  بسازم و بخوریم

من عاشق این گرمای  زندگی ام .... لبخند 

 

تو عاشق چی هستی؟

شب  است

ایستاده ام در ایوان خانه 

مه  همه جا را پر  کرده

همه  جا غرق در آرامش و سکوت  است  

می اندیشم ....  نفس  عمیق میکشم ...لبخند

گهگاهی فکر هایی در ذهنم می آید  چشمانم را محکم میبندم  تا  آن فکر ها عبور کنند  تا  جانمان  را نگیرند....لبخند 

 

امان از بوی باران و امان  از توی زیبا ...

زیبا ،

هوای حوصله  بارانیست ...

 

میل  سخن با کسی نیست جز خودت .لبخند

 

من کجا؟ 

باران کجا ؟ 

 باران کجا و  راه بی پایان کجا؟ 

تا منزل  جانان کجا؟ 

هرچه کویت دور تر ،  دلتنگ تر ، مشتاق تر؟؟؟( درسته شاعر  گفته  اما به درد نمیخوره. لبخند.   اگر کنارت بودو مشتاقش  بودی آدم به درد بخوری هستی . لبخند)

 

ابر های مانده در گلو  باید  ببارند   تا آدمی  دوباره  آدم شود

 

تو هم برایم بنویس از شب بارانیت.... 

تو کجای  جهان  ایستاده ای؟ 

 

 

ترسیدم  اگر همیشه عشق 

 

تمرین سر خوش روز های  بی تو بودن باشد....

.

.

 

میگه فکر کن   یه چیزایی  هست  که شایدآدم  هیچوقت   نفهمه ؛


مثل اینکه  یه نفر  چقدر صداتونو گوش کرده


چقدر عکساتونو نگاه کرده


اینکه چت هاتونو  بار ها بار ها خونده


چقدر دوستون داره یا اینکه چقدر بهتون فکر کرده....

 

به نظرت   اگر آدم  اینارو  بفهمه  دنیا برای آدم  چطوری میشه؟؟؟

 

لبخند

 

 

 

حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می‌کند....
آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی و عشق مهیا کنیم
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید....

لبخند . 

 آدرس وبلاگو دارم تغییر میدم  ، 

دوستانی که  چندین و چند ساله  اینجا کنارم بودند جیمیل هاشون رو برام  کامنت کنند  آدرس جدید وبلاگ رو براشون ارسال کنم . 

 

و دوست داشتید برام بنویسید چرا اینجا   رو میخونید ؟

دوستتون دارم 

آبان،لبخند 

اسمش قشنگه

 

امشب نوشتم  ،  بیدار موندم  اما رفت   تو یادداشت های ذخیره شده

 

درسته دلگیره

اما یه وقتایی نوشته هام  جاشون اونجا قشنگترو  امن تره ....

 

 

بریم بخوابیم دیگه نباید بیدار موند...

 

 

شب بخیر . چشمک