سبزترین  لحظه های مهربانی ...

من میگم   اون شبیه یه لحظه اس.... 

چه لحظه ای؟ 

لحظه ای که  زمستونه، سرده نشستی بیرون داری افقو تماشا میکنی ، 

از پشت میاد، پتو یا کت میندازه  رو شونت ،پشتت می ایسته ، 

دستاشو میزاره روشونت و با تو  افقو  نگاه میکنه....

گرمای وجودشو حس میکنی و میخوای اون لحظه تموم نشه .... 

 

اون دقیقا شبیه این لحظه ی قشنگه ..... 

اون روز وسط یه بحث که از سر ناراحتی و دلخوری بود 

دقیقا جایی که  هرکی میخواد حرف خودشو بزنه ، 

وسط آمپر های بالای قرمز  ،  کوتاه اومد و 

گفت باهم درستش میکنیم .....بعدش خندوند منو ...

دقیقا اون لحظه وسط سردیو زمستون صحبت ها  ، انگار دوبار ایستاد پشت سرم ... از گرمای وجودش آرامش گرفتم ... 

بغض تو گلوم بود   اما دقیقا شبیه یه بچه شیر کوچولو دلم خواست  بپرم  بغلش و  بمونم اون تو ....

باهم درستش میکنیم ،  باهم....   همه چی باهم قشنگه .... 
 حرفش فقط حرف نیست، وقتی میگه باهم درستش میکنیم خیالم راحت میشه چون  واقعا باهم درستش میکنیم ...لبخند

 

به نظر تو آدمای قشنگ زندگی شبیه چه لحظه هایین؟  لبخند

 

 

تو اینستاگرام میچرخم 

نوشته : 

اِبرام، بهش بگو  "دوستت دارم"

چون فقط و فقط این جوریه  که دنیا قابل تحمل و قشنگه ....

 

حس میکنم بعضی وقتا که روحم خسته اس  فقط احساسات میتونه حالمو خوب کنه

 

ابرام عجب چیزی  گفته . لبخند

 

پر از نوشتن .... بقیع اش بمونه واسه بعد 

 

چه کسی؟

بچه که بودیم وقتی میرفتیم مدرسه ، 


وقتی  میخواستم از سربالایی بالا برم  و دیگه نمیتونستم  از پشت کیفمو هول میداد....

میخندیدیم و تو یه چشم به  هم زدنی رسیده بودیم .... 

 

 گاه می اندیشم چه کسی حوصله ی  خستگی های مارا دارد ... 

 

چه کسی زمانی که  لبخند به لب نداری  هنوز هم دوستت دارد ...‌.

 

چه کسی  زمانی که موهایت ژولیده است  هنوز هم برای او زیباترینی....

 

چه کسی زمانی که همه به تو پشت کرده اند تو را در آغوش میگرد .... 

 

به راستی چه کسی ؟؟

 

 

به  نظرم اون یک ثروتمنده...

 

 

بهش گفتم   پولو  خودِ  ما آدما درست کردیم ، 

بیا یادمون باشه هیچوقت بنده ی پول نباشیم....

نگام کرد و لبخند زد 

گفت  به نظرت پول بده ؟

گفتم نه ، منم پولو دوست دارم ، اما اگر باعث بشه انسانیتو حال خوبمونو بذاریم زیر پا  بده، خیلی بده .... 

گفت:  به نظرم  آدم پولدار با آدم ثروتمند  فرق داره ،

ثروت واقعیه دنیا    عشق و  خوبیه که تو وجودِ هرکیه... 

خیلی از آدما پولدارن  اما ثروتمند نیستن....

دوستش داشتم چون  همه چیز رو فراتر از زندگی  معمولی می دید...

دستشو محکم گرفتمو  لبخند زدم ...

این شد ملکه ی ذهن هر دوتامون.... لبخند . 

به نظرم دنیا به یه چیزی فراتر از پول احتیاج داشت  ....

 

این روز ها   آدما  های مختلفی  تو خونه  رفت و آمد داشتن... 

چیزای عجیب  زیاد دیدم ... 

یه قسمت کوچیک اما واجب  خونه نیاز به کاشی کار داشت...

هرکی میومد میدونست  وضعیت  طوری که باید هرچی سریعتر این قسمت درست بشه ... 

اما  هرکی یه چیزی میگفت ... 

میگفتن   وقت گیره نمیصرفه ...

میگفتن   دستمزد  دومترو نیم جارو   ۸۰۰  میگیریم  دستمزد یه روز کاری .... از آدمای خسیس  اصلا خوشم نمیاد  اما  ارزش هر کاری رو هم تقریبا میدونم ... 

میخواستن قبول کننم  با اکراه قبول میکردن .... 

با اکراه کار کردن رو هم نمی‌پسندم.... آقا جون همیشه میگفت کار با اکراه  باشه  به دل نمیشینه از جون مایه گذاشته نمیشه.... 

باورم نمیشد  وجدان و خوبی  آدما این همه کم شده باشه ...  

تا امروز ... 

بهش میگن بَگی ... 

 امروز بعد دیدنش  وسط  سرشلوغیاش  و قبول کردنو کار کردنش

فهمیدم آدمای خوب هنوز هستن.... 

بهش میگن بَگی اما اسمش محمدِ ...  

به نظرم  آقا محمد یه آدم ثروتمند.....خیلی ثروتمند...

شاید اون ندونه چه تاثیری تو ذهن من تو اوج نا امیدی گذاشت ... 

اما باعث شد بازم  به دانش آموزام   با خیال راحت بگم  دنیا هنوز آدمای خوب داره....

و مطمئن تر بشم دنیا به یه چیزی فراتر از پول احتیاج داره ....

 

 

فراتر  از ممکن

"وبگاه  ردبودل  اعلام کرد که :

هدف من مانند شنا کردن در ماه است ...

من به مشکلات کارم آشنا بودم

"  و البته که برای شکست خوردن هم به این دنیا  نیامده بودم...."  

نیرمال پورجا 

 

جملاتی که خوندید  قسمتی  از کتاب "  پروژه ی ممکن"

با ترجمه ی  دلنشینه  آقا ی محمد علیزاده  طاهر  هست.....  

 بعد از  مدت ها  جز معدود کتاب هایی که از خوندنش سیر نمیشم ...

 

البته که برای شکست خوردن هم به این دنیا نیامده ام... این جمله در کمال سادگی خیلی منو به  فکر فرو برد .... 

 

  دانلودش کنید  باهم بخونیم ... 

 

لبخند