زیبا سلام هوای حوصله آرام است ....
فردا به صورت جدی باید ترم جدید را آغاز کنیم
کلاسام بیشترش خورده به عصر
مهربونم کمک کن به قطار 7 برسیم 
دیشب یک از دوست داشتنی ترین دوستام شاهزادش رو پیدا کرد
و ماهم دعوت بودیم که شریک بهترین لحظه هاش باشیم ....
حال دلش خوب بود و این باعث میشد حال دل ماهم خوب باشه
مهربونم کمک کن عشق همه ی اونایی که همدیگرو پیدا کردند
روز به روز بیشتر بشه ....
و هیچوقت بوی خیانتو نچشن، و زندگیشون سرشار از صداقت باشه
شاهزاده ی رفیقان شفیقان ماراهم سر راهشان قرارده
که همیشه در جشن و سرور باشیم ....
کمک کن همه شنبه ی فوق العاده ای داشته باشیم
آمین
نفس عمیق 
آشپز برگشت 
وقتی داشتم تو قفسه ی فروشگاه نودولیت بر میداشتم
مزه هامتنوع بود ....
دوست داشتم یکی اونجا بودو بهم میگفت کدوم خوشمزه تره
اما کسی نبود...
بعد به این فکر افتادم که سلیقه ها باهم فرق دارن
منم هر مزه ای رو که بود برداشتم
حالا
نودولیتو درست کردم
مزه ی سبزیجاتش بدک نبود
ولی خوردنش مزه میده کش میاد
نودولیته بعدیو باید همراه سپیده بخورم
این نودولیتا وقتی مزه میدن که با یکی بخوریش که
اونم فیلم کره ای دیده باشه و لذت خوردن رشته رو چیشده باشه ...
و یه فیلم خوب ،
یا یه چند دور اسکیت
یا یه کتاب حالمو خوب نمیکنه
میرم سمت یخچال
کنار پنجره ی آشپز خونه نشستنو،
یه لیوان شیر خوشمزه یا چایی با مخلفاته کنارش،
یا یه کاسه تخمه و پسته ی شور ،
یا چیپسو ماست موسیر، حالمو حسابی خوب میکنه ........
حالا الان از اون تایم هایی که دل یخچالو میطلبه
تو فیلمای کره ای یه خوردنیه خوشمزه دارن به نام رشته ،
انقدر با اشتها میخورن آدم خوشمزگیشو درک میکنه
الان میخوام برم از اونا درست کنم 
دلم میخواد از مزش خوشم بیاد 
پیش به سوی آشپزی
خدا خدا فقط به تو رسد دعای ما ;-)
یارا، تو هم هوای ما دارا
تو هم بشو وفادارا مرا دگر نگهدارا
محبوبم جانا به قلب ما تو سر دارا
کنار ما بمان با ما فقط به ما بگو جان
گاهی لحظه های سکوت
پر هیاهو ترین دقایق زندگی هستند ،،
مملو از آنچه میخواهیم بگوییم ولی نمیتوانیم...
دیوید سالینجر
حال میفهمم وقتی با 5+1 به نتیجه نمیرسیدیم
چه حالی دارد....
همیشه باید نتیجه ای وجود داشته باشد ....
عجیب است برایم
فکر نمیکردم باز هم به نوشته هایم سر میزنی ،
گاهی اوقات چه خواننده هایی داری و خود نمیدانی ....
عجیب است برایم که من شب ها به چه جا ها که نمیروم !!
جالب است من شب ها در رخت خواب خود کتاب میخوانم ،
چایی عسل مینوشم
رادیو "اینجا شب نیست" گوش میدهم
گاهی اوقات از فرط حوصله سر رفتن به
سکوت شب گوش میدهم بعد روح من
خوب برای خود در خواب ها میگردد به اینور آنور میرود
میخندد ؛ ماشین سواری میکند
تازه دور از چشم من گریه هم میکند و
افراد را نگران هم میکند عجب ...
خب بیا خانوم مارکوپلو باهم یک توافقی کنیم
این بار جسمت را هم باخودت ببر (لبخند ).
ببخش که نگرانت کردم رفیق دیرینه .
آن موقع شب از که خبر گرفتی که حال مرا خوبتر از خودم میدانست ؟
آن متن بد اخلاقی که خواندی ناشی از یک خواب بد بود همین ...
تو رفیق دیرینه ی من هستی اگر از تو حالی نمیپرسم برای این است که
احساس کردم دیگر رفیقت نیستم
هنوز هم به خواب های من می آیی و لبخند میزنی به من ،
من هم به تو لبخند میزنم .
سخت است با غربت کنار بیایی؟
دغدغه هارا دور بریز نفس عمیق بکش همه چیز گذراست
لذت دارد
از فردای نیامده نترسیدن
گوش دادن به باران
چای درست کردن
و
پادشاه وقت خود بودن .....
زندگی قشنگه (نفس عمیق)

قسمتی از کتاب سوفی
کودک نوزاد اگر میتوانست حرف بزند اولین چیزی که میگفت این بود
که به چه دنیای عجیب غریبی آمده است .
حتما دیده ای چگونه به دورو بر خود نگاه میکند و
از روی کنجکاوی به سوی هرچه میبیند دست دراز میکند .
رفته رفته واژه هایی می اموزدو هر وقت سگ نیبیند میگوید :هابو هابو !!!
بالا و بایین میبرد ؛دست تکان میدهد (( هابو! هابو ! هابو))
ما که بزرگتر و عاقلتریم شاید تا اندازه ای از این همه های هوی برای چیست ؛
شاید بگوییم ((بعله بعله هابوست آرام بشین)) .
چرا ما اینطور به هیجان نیامده ایم ، چون که سگ زیاد دیده ایم
این همه اشتیاق و بی تابی کودک شاید صدها بار تکرار شود تا
یادبگیرد بی سرو صدا از کنار سگ ؛فیل ؛ یا اسب آبی بگذرد .
بچه در واقع مدتها بیش از آن که کاملا زبان باز کند و
مدتها بیش از آن که فلسفی فکر کند به جهان عادت میکند .
و اگر عقیده ی مرا بخواهی می گویم چه حیف !!!
سوفی عزیز دلوابسی من این است که
مبادا تو هم مانند بسیاری از مردم چنان تربیت شوی که جهان را عادی بشماری ......
من همیشه از انسان های قوی خوشم میاد
از انسان هایی که میدونن چطور زندگی کنن
از چی لذت ببرن ،چیکار کنن، و چطوری شادی کنن....
حتی زمانی که اشک تو چشمهاشون حلقه می زنه
همچنان با لبخندی روی لب میگن: "خوب میشم!
مشکلات رو بزار زیر پات برو بالا، بالا بالا تر ،
خدا عاشق بنده هاییست که اوج میگیرن ....که پرواز میکنن....پرواز...
ایمان سرورپور

چقدر در صلح درونی هستیم؟؟
این کلمه را فراموش نکنید
صلح_درونی
اگر کسی را دیدید که
از کوچکترین چیزها لذت می برد،
محو طبیعت می شود،
کمتر سخت می گیرد،
می بخشد،
می خندد،
می خنداند و با خودش در یک
"صلح درونی" است
او نه بی مشکل است نه شیرین مغز
او
طوفان های هولناکی را
در زندگی پشت سر گذاشته
و قدر آنچه امروز دارد را می داند
او یاد گرفته است که
لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد
سبک زندگیتون رنگ خدا
زیبا سلام هوای حوصله زیباست ...
دیشب بر بام خانه ی ما باران فوق العاده ای می آمد ،
تو آن بالا ؛ در قلعه ی آسمانیه خود ؛
کارت حرف نداشت ....
وسلام به شما دوستای مهربونم
از دیشب شروع کردم به خوندن یه کتاب جذاب
به نام : سوفی
عالیههه
تصمیم گرفتم قسمتایی که خیلی زیباست و تامل برانگیزه
اینجا بزارم ....
امتحانا بالاخره تموم شد (لبخند)
نمره هام یه سریاش اومده
من یه جورایی ترکوندم خدایااا شکرت
قضیه راه برو خسته شدی بدو بود ابن ترم
ولی یه تصمیم جدی با دوستان گرفتیم که
این ترم درسارو روی هم تلنبار نکنیم
یعنی فکر کنم یه جورایی
همه ی دانشجواا این تصمیمو گرفتن
واقعا این ترم فشار زیاد بود به خاطر تنبلیام
ولی خب نمره هام تا اینجا خیلی خوب بود
شماام درباره ی نمره هاتون برام بنویسید
کامبوتر خان هنوز درست نشده
الانم که دارم مینویسم
منتظرم
ظرفیتای درسا باز بشه ....
خدا جونم کمکک کن ظرفیتایی که میخوام باز بشه
و کمک کن همه ی دانشجواا بهترین انتخاب واحدو کنن
آمین
این مریم بد اخلاقو دوست ندارم اما باید مینوشتم
اینکه شبا به تو فکر نمیکنم ؛
ولی بین این همه رویا و خوابای زیبام
درباره ی تو خواب میبینمو
اول صبحی هر خوابی که درباره ی تو دیدم میاد سراغم ؛
برام جای تعجبه و تاسسسسسسسسسف.............
اینکه تو زندگیه تو دقیقا داره چه اتفاقی می افته ؛
اینکه سرت شلوغه یا خلوت
اینکه داری نیم گمشدتو بیدا میکنی ؛؛
هیچکدوم به من ربطی نداره
نه برام جذابه نه مهم ...........
و نه حسی خوبی برام ایجاد میکنه
تو تو قلبه من بلاک شدی ؛با بلاک که آشنا هستی هه
دیکه هییچوقت تو خواب من نیا هیییییچوقت
چون دیکه هیچ علاقه ای ندارم ببینمت؛
چه تو بیداری که برام دست تکون بدی چه تو خواب .....
اینو به ضمیر نا خود آکاهم میفهمونم توام به ضمیر نا خود آکاهت بفهمون




شتاب نکنید،