هوای حوصله؟
عجب آغازی شده است تابستان
این روز هایم شده است دعا دعا دعا
مهربانم مهربانم مهربانم مراقب همه چی باش
در تمام لحظات کلنجار رفتنم تنها تو هستی بامن
به نقطه ای مینگرم و در فکر فرو میروم
کاری از من بر نمی آید در آغوشم بگیر
هوای حوصله؟
عجب آغازی شده است تابستان
این روز هایم شده است دعا دعا دعا
مهربانم مهربانم مهربانم مراقب همه چی باش
در تمام لحظات کلنجار رفتنم تنها تو هستی بامن
به نقطه ای مینگرم و در فکر فرو میروم
کاری از من بر نمی آید در آغوشم بگیر
یکشنبه ودوشنبه چهارشنبه و پنجشنبه یعنی 11 واحد امتحان دارم
از سختیش بخوام بگم بایدبگم همه ی درسا تخصصین
حجماشون تقریبا متوسط اما محتواااشون خیلی زیاااد 
رفت وآمدو گرما ی راهو ماه رمضون ام بزارم کنارش، به به داره
گروه های تلگرامم چقدر جذاب شدن
آگهی های بازرگانی چقدر جالب شدن برام
اصلا هرکاری آدم میخوا بکنه که در بره
این مدت منمو جزوه ها و خواب آلودگو زردآلود
یعنی تاوقت استراحت به خودم میدم سریع میرم زرد آلو میخورم
تنها چیزیه که خوابمو میپرونه گیلاسو زرد آلو
الانم که در حال نوشتنم خواب عمیقی بنده رو فرا گرفته بود
که ترجیح دادم بپرونمش
همیشه برای خودمم جای سواله چطوری میتونم تو اوج استرس بخوابم
جوابشم همیشه آشکاره : به راحتی
اما خب کنار همه ی اینا یه قضیه ام هست به اسم نمره ی خوب
همه ی این سختیارو به جون میگیریم تا زحمت 3 ماه امو ببینم
اولش میخواستم بگم:
مگه این هفته تموم میشه ؟خدا به خیرکنه (همراه با ترس)
از لحن و پالس منفیشو همه استرسش بدم اومد
تصمیم گرفتم بگم
خدایا این هفته اام میشه جزء ای از زندگی من ،
نمیخوام "فقط بگذره" ، میخوام " قشنگ ام بگذره" (لبخند )
مهربانم کمک کن همه از امتحانامون سربلند بیایم بیرون ....
انگار كه مهربان بودن يادمان رفته باشد
. انگار كه لبخند زدن برايمان سخت شده باشد .
حالمان دائما خوب نيست ،
از بودن ها ميناليم از رفتن ها شكايت مي كنيم ،
از گرماي هوا بيزاريم و
همين طور كه عينك آفتابيمان را روي صورتمان جا به جا مي كنيم
زير لب به خورشيد فحش مي دهيم ،
پاييز ها كنار پنجره غر مي زنيم كه اه چه هواي دلگيري ،
توي تنهايي وقتي دير وقت به خانه ميرسيم و
شروع به عوض كردن لباسمان مي كنيمدلمان ميخواهد درست
وقتي يك آستين تيشرتمان را توي دستمان فرو برديم
و آستين ديگر اويزان است گوشيمان زنگ بخورد كه : رسيدي ؟
، چند ماه بعد عصبي ميشويم كه چقدر مرا چك ميكني؟
، يك آه غليظ ميكشيم كه : وااي چقدر يك سال پيش حالم بهتر بود
و درست همان شب يك خاطره از يك سال پيش يادمان مي آيد
سيگارمان را توي ليوان خاموش مي كنيم مي گوييم : چه قدر خوب كه گذشت.
خسيس شده ايم ،
توي متروها هندزفيري را توي گوشمان ميگذاريم
زل مي زنيم به رو به رو و به روي خودمان نمي آوريم
صداي پيرزني را كه
لا به لاي هر بار تمام شدن يك آهنگ تا اهنگ بعدي مي پرسد :
اينجا كدام ايستگاست ؟ ،
چرا بين هيكل بد و دماغ بزرگ يكي از همكلاسي هايمان
چشم هاي عسلي براقش را نمي بينيم ؟
، چرا بي مقدمه به همكارمان نمي گوييم :
وااي چقدر اين پيرهن بهت مي آيد ؟ ، ايراد گير شده ايم ،
به هيچي راضي نمي شويم ،
از هيچي خوشحال نمي شويم ،
هيچ چيزي برايمان قشنگ نيست .
ما حالمان خوب نيست چون
دائم دنبال ايراد توي خودمان ، ديگران ، شرايط و رابطه هاييم
، حالمان خوب نيست و هنوز نميدانيم
اين همه خسيس بودن در مهرباني فقط خودمان را فقيرتر مي كند
، اين همه ايراد گيري از آدم هاي ديگر باعث نمي شود
ايرادهاي خودمان كمتر ديده شود
فقط هرروز راه پيدا كردن يك ايراد جديد را در خودمان پيدا مي كنيم
.هيچ وقت هيچ چيز آنقدر كه ما مي خواهيم كامل نيست
، نه هواي آفتابي ، نه هواي ابري ، نه يك سال پيش
، نه رابطه ي جديدمان و نه حتي خودمان.
مهربان باشیم... و خوش حال باشیم از نفس کشیدنمان
#مرآ_جان
.
سلام/ یعنی دلم برایت تنگ شده بود.
سلام/ یعنی من هم همینطور.
#مصطفی_مستور
روز زیبای ششم سلام ....
من در تو به دنیا آمده ام
من در توام تو هم در من..
باید امروز را زندگی کنم
صفحه های مجازی بوی طبیعت را نمیدهند
صفحه های مجازی زیبایی درختان را ندارند
دیگر زمان آن رسیده کامپیوترها خاموش شوند
و ششم خردادرا لمس کنم
خواهم نوشت اما امروز را باید،،
زیر آسمان دراز کشیدو نفس عمیق کشیدو فکر کرد
فکر کرد،
به 21 سال پیش (لبخند)
آخه من21 سالم شد ....
باید با تو حرف زد محبوب زیبای من 
هرازگاهی وقت بگذارید و به پیادهروی بروید
تصور کنید
از سیارهای دیگر آمدهاید
به همه چیز با دیدی تازه نگاه کنید
حتی به رنگ آبی آسمان و نور خورشید
به گیاهان
درختان
برگها و گلها
و تکان خوردن آنها با وزش باد دقت کنید
به جریان آب و شکل گرفتن آن
وقتی درون ظرفی ریخته میشود. ..
به موجودات مختلف، حشرات، حیوانات،
پرندگان و انسان ها نگاه کنید. ...
این کار خاطرات مرده را از ذهنتان پاک میکند
و روزمرگی را از زندگیتان بیرون میکند. ....
امروز 4/3/95 ترم 4 هم به پایان رسید
با اینکه آخراش واقعا خسته شده بودم اما تموم شد
سختی ها بالاخره میگذرن،
فقط مونده امتحانا ، که اونم کاری نداره (لبخند)
این ترم چیزای خوبی یاد گرفتم ....
جزوه جان لطفا شبیه قرص دیازپام عمل نکن (لبخند)
باید یه برنامه ریزی خوب بکنم
حال من :
ریه هام عجیب نیاز به هوای مهربان خانه امان دارد ،
وای که چقدر تابستون خوبه
باز هم بوی یاس های ایوان خانه
من عاشق کوه و آسمانو هوای خانه امان هستم
هورااا
زیبا جانم سلام،
هوای حوصله نیمه ابریست ،
بعضی وقتا خسته میشم ازرفتارم
از به وجود آوردن کابوس ها ، از ادامه دادن کابوس ،
از اینکه واقعا بد شدم
بایدراهی به سمت خوبی ها باشد....
مرگ تو درست از لحظه ای آغاز می شود که
در برابر آنچه مهم است، سکوت میکنی.
- مارتین لوتر کینگ
طوری که با قلمشان احساستی ترین شعر هارا میگویند که
معشوق ها در آن بی رحم ترین آدم ها میشوند .....
و هیچکس نمیتواند غیر این را ثابت کند....
زمان آن رسیده که معشوق ها هم شاعر شوند .....