خوشحالم در منطقه ی کوه ها آلپ ، 

 

کنار آدم های کوچه ی مهربانی به دنیا نگاه میکنم .....

 

جمع اندک اما پر محتوای شب های تابستانمان را دوست دارم ....

 

واقعا مدرک شعور نمیاره ....

 

چقدر یه سری آدم ها بوی خدا میدهند.....

 

جوری با پدر مادرمون رفتار کنیم که

 

دوست داریم فرزندامونم فردا با ما اونجوری رفتار کنن....

 

 

احترام به مادرو پدر قطعا کلید هر حال خوب تو دنیاست .....

 

لبخند 

 

شب بخیر 

 

شب، 

 

ایوان خانه ، 

 

پشه بند ، 

 

آسمان ، 

ستاره ها، 

 

تفکر ، 

 

به خواب رفتن ....لبخند . 

 

صبح هابرنامه کودک خانواده ی دکتر ارنست نگاه میکردم ، 

 

خیلی برنامه کودک خوبی بود ....

 

نگاه کنید اگه ندید...

 

تابستان خود را چگونه میگذرانید ؟ لبخند.

 

خواب چشمانم را فرا گرفته ، 

 

فعلا تا همینجا . لبخند 

 

شبتون فوق العاده و بدون پشه 

زیبا جان پر آرامش من سلام ، 

 

هوای حوصله خوب است ....

 

۲۲ سالگی ،، 

 

گویا سنی است که هرکسی آدم را میبیند فکر شوهر کردن آدم به سرش میزند ،

 

و شروع میکند به پیدا کردن سوژه های مختلف....

 

انگار رو پیشانی آدم زده اند من شوهر میخواهم

که هرکسی به آدم میرسد میگوید نمیخواهی شوهر کنی (تفکر )

 

امروز در بعد از ظهر مهمانی که

 

وقت این است همه بالشی بردارند و استراحت

کنند و شروع به گپ زدن بکنند ،  

 

رفتم با پسر بچه های شیطون مهمونی دومینو بازی کردم ، 

 

همه جمله اشان این بود : مریم خانمو اذیت نکنید ، 

 

آخه مگه مریم همسن شماست ؟. 

 

اما من واقعا هنوزم از چیدن دومینو با بچه ها،

 

بیشتر از گپ های داغ بزرگانه لذت میبرم ، 

 

من حتی امروز عصر رفتم با بچه ها فوتبال هم بازی کردم ، 

 

وای که عجب کیفی کردم ، 

 

واقعا برام هیجان انگیز بود ، 

 

و همچنین برای یک سری از آدم ها جای سوال بود رفتار من ....

 

کودک درونم شاید زیادی فعال است ،

 

نمیدانم خوب است یا نه .....

 

من هنوز شوق دارم برای خیلی از کار ها ....

 

  من امروز در کمال اینکه هرکسی مرا میبیند در فکر شوهر دادن من است

درکمال لذت رفتم و با پسر بچه ها فوتبالی مهمانی،

 

فوتبال بازی کردم یه لایی افتضاح خوردم و۱۲ تا گل زدم ....

 

خیلی از دوستانم به من میگویند بزرگ شو ، اما نمیدانم واقعا بزرگی از دید انها یعنی چه ....

 

واقعا بزرگی یعنی چه ؟ 

 

سلام دنی کوچولو

 

 

امشب  برای  تو مینویسم که  تبریک بگویم 

 

فکرش را بکن بعد از ده ماه ، 

 

شب، وقتی یک لیوان شیرت را خوردی ،

 

و درحال شیرجه زدن زیر پشه بند در ایوان خانه هستی....

 

بعد از ده ماه ، یکی از  آدم ها دوست داشتنی زندگیت  را ببینی 

 

خب چهره ی من دیدنی بود دیشب ، 

 

به حکمت زندگی فکر میکنم ، 

 

اگر بدانم برای چه یاد آوری میشوی ، اگر بدانم ...

 

با اینکه دلم ازت پر است اما

 

وقتی پیشرفتت را دیدم خوشحال شدم بسیااااااار ، 

 

خودت گفته بودی به جاهای خوب خواهی رسید 

 

و این مرا یاد تمام حرف هایمان انداخت،

 

رفیق مدت کوتاه من،  خوشحالم از این پیشرفت،

 

 

بسیاار خوشحالم 

 

هنگام‌سفر به"  کره" یادت باشد

 

چشم ریز ها خیلی دوست داشتنی هستن . لبخند . 

 

و فیلم های کره ای هیچوقت شبیه فیلم های ترکیه ای نیستن .لبخند .

 

موفق باشی رفیق