من آموختم خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده پس چطور ميشود

 

 من همه چيز را در يك روز به دست آورم!!

 

 من آموختم وقتي با كسي رو به رو ميشويم انتظار لبخندي از سوي مادارد.

 

 من آموختم  هيچ كس از نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشقش شويم ..

 

من آموختم راه رفتن به همراه پدرم در يك شب تابستان در كودكي

 

 شگفت انگيز ترين خاطره است...

 

من آموختم كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي نه گفت ...

 

من آموختم داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب فرو رفته است،

 

 زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد

 

چون او فقط آغوش شما را امن دانسته....

 

 من آموختم كساني هستند كه تورا عاشقانه دوست دارند

 

 فقط نمي دانند چطور اين احساس را نشان دهند....

 

من آموختم كه موفق زندگي كردن مانند نواختن ويلون است

 

كه هر روز بايد آن را تمرين كني...

 

من آموختم كه بين اين همه موجود در جهان فقط انسان قادر به لبخند زدن است...

 

من آموختم  اين كه ديگران درباره ي ما چه فكری  ميكنند ربطي به ما ندارد

 

 پس با شجاعت بر زمين قدم بگذار....

 

چند فكر خوب ...

 

چند فكر خوب

 

بوي خاك باران زده  

چيدن سفره ي هفتسين  

روز اول سال تحصيلي

 (البته تلخي هم داره ولي بازم شيرينه

اينو بچه محصلا بيشتر ميفهمن)

 قدم زدن در يك مزرعه آفتابگردان

 دريافت يك هديه

 پيدا كردن پول در كشوي شخصي

 بوي گل ياس در شب هاي تابستون

 نگاه كردن به بارش برف از پشت پنجره

 بيست ونهم اسفند

 شكل يه پاكت نامه روي صفحه ي گوشي

 (البته اگه قبض همراه اول وايرانسل نباشه)

 قبول شدن در امتحان در كمال نا باوري

 پيدا كردن صندلي خالي در اتوبوس

 صداي شر شر بارون

 و از همه بهتر سلامتي...

 باور داشته باشيم كه زندگي زيباست

 و تنها شخصي كه ميتواند

مرا از زندگي راضي و خوشحال كند

خودم هستم...

 

 

خدایا ..!

 

ما را ببخش که در کار خیر یا جار زدیم یا جا زدیم...

 

 

از ديد فنون هوانوردي زنبور عسل نبايد قدرت پرواز داشته باشد

 

ولي خود زنبور عسل اين را نميداند و به پروازش ادامه مي دهد

                                                             مری کی اش 

                                                                                                   

هفته ی هواو فضا مبارک... 

 

 

لطفا گوش كن!!!

لطفا گوش كن!!!

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

وتو شروع به نصيحت كردن ميكني،

 

آنچه را من خواسته ام انجام ندادي.

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

و تو شروع ميكني به گفتن اين كه

 

چرا نبايد چنين احساسي داشته باشم ،

 

احساسات مرا پايمال ميكني.

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

و تو فكر ميكني براي حل كردن مشكلات من

 

بايد كاري انجام دهي،

 

از عهده ي آنچه خواستم برنيامده اي

 

حتي اگر ممكن است به نظر عجيب  برسد.

 

گوش كن!!!

 

تنها چيزي كه ميخواهم اين است كه گوش كني

 

چيزي نگو و كاري نكن_فقط بشنو.

 

نصيحت را ميتوان از مشاوران روزنامه ها هم گرفت

 

و حتي خودم هم ميتوان خودم را نصيحت كنم

 

 ناتوان نيستم.

 

ممكن است نااميد و مردد باشم،

 

اما ناتوان نيستم.

 

وقتي كاري برايم انجام ميدهي كه خودم ميتوانم

 

و نياز دارم كه خودم آن را انجام دهم،

 

به ترس و ناكار آمد بودن من كمك كرده اي

 

اما اگر اين حقيقت ساده را بپذيري

 

كه احساسات من احساساتم هستند،

 

هرچقدر هم غير منطقي باشند

 

آن گاه ميتوانم دست از قانع كردن تو بردارم

 

و به درك اين مسئله بپردازم كه

 

در وراي احساسات غير منطقي چه چيز وجود دارد

 

و وقتي اين مسئله روشن شد

 

پاسخ ها آشكار مي شوند و من به نصيحت نيازي نخواهم داشت

 

احساسات غير منطقي زماني مفهوم پيدا ميكنند

 

كه درك كنيم در وراي آنها چه چيز وجود دارد

 

شايد به همين دليل است كه دعا ها گاهي براي بعضي افراد

 

موثر واقع ميشوند _زيرا خدا ساكت است

 

و نصيحت نمي كند،

 

يا سعي نمي كند اوضاع را روبه راه كند.

 

خدا فقط گوش ميدهد

 

و ميگذارد خودت از عهده ي كارهايت بر آيي

 

پس لطفا گوش كن و فقط بشنو

 

و اگر خواستي صحبت كني، دقيقه اي صبر كن

 

تا نوبتت شود – آنگاه من به تو گوش خواهم كرد...