لطفا گوش كن!!!

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

وتو شروع به نصيحت كردن ميكني،

 

آنچه را من خواسته ام انجام ندادي.

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

و تو شروع ميكني به گفتن اين كه

 

چرا نبايد چنين احساسي داشته باشم ،

 

احساسات مرا پايمال ميكني.

 

وقتي از تو ميخواهم به حرفم گوش كني

 

و تو فكر ميكني براي حل كردن مشكلات من

 

بايد كاري انجام دهي،

 

از عهده ي آنچه خواستم برنيامده اي

 

حتي اگر ممكن است به نظر عجيب  برسد.

 

گوش كن!!!

 

تنها چيزي كه ميخواهم اين است كه گوش كني

 

چيزي نگو و كاري نكن_فقط بشنو.

 

نصيحت را ميتوان از مشاوران روزنامه ها هم گرفت

 

و حتي خودم هم ميتوان خودم را نصيحت كنم

 

 ناتوان نيستم.

 

ممكن است نااميد و مردد باشم،

 

اما ناتوان نيستم.

 

وقتي كاري برايم انجام ميدهي كه خودم ميتوانم

 

و نياز دارم كه خودم آن را انجام دهم،

 

به ترس و ناكار آمد بودن من كمك كرده اي

 

اما اگر اين حقيقت ساده را بپذيري

 

كه احساسات من احساساتم هستند،

 

هرچقدر هم غير منطقي باشند

 

آن گاه ميتوانم دست از قانع كردن تو بردارم

 

و به درك اين مسئله بپردازم كه

 

در وراي احساسات غير منطقي چه چيز وجود دارد

 

و وقتي اين مسئله روشن شد

 

پاسخ ها آشكار مي شوند و من به نصيحت نيازي نخواهم داشت

 

احساسات غير منطقي زماني مفهوم پيدا ميكنند

 

كه درك كنيم در وراي آنها چه چيز وجود دارد

 

شايد به همين دليل است كه دعا ها گاهي براي بعضي افراد

 

موثر واقع ميشوند _زيرا خدا ساكت است

 

و نصيحت نمي كند،

 

يا سعي نمي كند اوضاع را روبه راه كند.

 

خدا فقط گوش ميدهد

 

و ميگذارد خودت از عهده ي كارهايت بر آيي

 

پس لطفا گوش كن و فقط بشنو

 

و اگر خواستي صحبت كني، دقيقه اي صبر كن

 

تا نوبتت شود – آنگاه من به تو گوش خواهم كرد...