ابتدایی که بودم
عاشق لحظه هایی بودم که معلم وسط درس میگفت:
"خب حالا یه سوال پیش میاد ، فکر کنید و هرکی جوابو فهمید دستشو ببره بالا "
من عاشق طرح سوال هایی بودم که باعث میشد فکر کنم ،
شاید اون موقع جوابام اشتباهم در میومد
اما باز با "شهامت" دستمو میبردم بالا تا اون چیزی که به ذهنم تراوش شده رو بگم.
راهنمایی که شدم ،
باز هم معلمایی بودن که دوست داشتن ما ذهنمون درگیر فکر کردن بشه
و فقط میرزا بنویس نباشیم ....
جو فضای جدید باعث میشد اولاش با مکث دستمو ببرم بالا
اما بازم اون جرات و شجاعت همراهمون شد....
وارد دبیرستان که شدم با کوله باری از جرات و شهامت وارد شدم
اما اونجا "یه سری" از معلماامون گفتن :
نباید هر چیزی که به ذهنتون میادو بگید باید با خودتون دودوتا چهارتا کنید
که اگه درسته بگم ،
انگار یه سری از معلما حوصله هر نظر و پیشنهاد مارو نداشتن
شایدم حق با اونا بود شاید یه سری افکار ما خیلی خیلی ابتدایی بود
زمان کنکور که شد خیلی جاها یه جورایی به اشتباه قدرت تفکرو از خودم گرفتم
و سعی کردم به همون متنای کتاب قانع بشم.
و کم کم وقتی از من سوالی پرسیده میشد من با ترس دستمو بالا میبردم
چون اطمینان به مغز و تجزیه تحلیلمو از دست دادم
و همش میگفتم اگه اشتباه باشه چی ،
اگه اصلا جوابم به سوال هیچ ربطی نداشته باشه چی؟
و خلاصه این ترسه باعث شد،
خیلی وقت ها جواب درستو بدونم و زودتر از همه حدس بزنم
اما جرات اینو نداشته باشم که با شهامت دستمو ببرم بالا....
تودانشگاهم سر یه سری کلاسا که،
استادا اصلا توقع یه سری ایده ی به قول خودشون من در آوردیو نداشتن
و دوست نداشتن نظم کلاس با زیر سوال بردن یه سری مطالب به هم بخوره،
این ترس شد یه عادت
و گذشتو گذشت تا به امروز
رسیدم ب استادی که توقع داره هرچی تو ذهن ما داره تراوش میشه رو بدونه
اون فوق العاده براش جذابه ما چجوری داریم فکر میکنیم
درسش به فوق العاده زمان زیاد نیاز داره اما
بیشتر از اینکه درسو تند تندپیش ببره براش مهمه ما اندکی به جهان اطرافمون نگاه کنیم
دوست داره وقتی سوال میپرسه با شهامت دستمونو ببریم بالا
و ما حالا باید این ترسه عادت شده ی سالیانه دور را کنار بگذاریم
کاش این استاد ها و معلم ها زودتر به پست همه ی ماها بخورند
مغز من فعالیت آشکارت مبارک
من بعد باید ایده های زیبا، بچگانه ،و مفیدت را بیان کنی
من امروز یاد گرفته ام : باید حرفی برای گفتن داشته باشم
و باید شهامت بیان عقیده هایم را داشته باشم
تمام
مریم معدنی پور