خدای مهربونم 

 

خودت دست همه ی آتش نشانارو بگیرو بیارشون بیرون .

 

 

آمین 

پاکیزگی نیمی از ایمان است ...

 

تو راه  هشتگرد،هیو(منطقه ی ما)

 

 

 

یه راننده تاکسی هست من به اسم "در امان خدا" میشناسمش .لبخند.

 

 

 

بسیار پر انرژی و با ادبه ،

 

 

 

وقتی سوار ماشینش میشم خستگیم رفع میشه از بس خوش اخلاقه ،

 

 

 

موقع پیاده شدنم همیشه میگه در امان خدا ،

 

 

 

آقای راننده ی دوست داشتنی همیشه سالم باشی و پر انرژی. لبخند

 

 

 

بگذریم 

 

 

 

بعضی وقتا زندگی به یه سری تنوع نیاز داره ، 

 

 

 

نه از اون تنوع هایی که باید بری سفر  تا حالت خوب بشه ، 

 

 

 

 

 

یا بری مهمونی یا جشنی ، نه هیچکدوم از اینا نه ، 

 

 

 

 

 

تنوعی مثل رفتن به آرایشگاه و تغییر دادن مدل موها.لبخند 

 

 

 

ریش زدن یا گذاشتن ریش یا ته ریش  .

 

 

 

امروز رفتم  و تغییری به مو هام دادم ،لبخند

 

تغییر حس خوبیه .

 

 

 

بگذریم ...

 

 

 

. اون روز یکی میگفت من به خاطر امتحانام،

 

 

 

یه  هفته حمام نرفتم.(تعجب)

 

 

 

اینا دیگه چه موجوداتی هستن اه اه .

 

 

 

پاشید برید حموم بابا این کثیف بازیا چیه . 

 

 

 

 وقتی  از پله برقی ها میام پایین ، 

 

 

 

گاهی اوقات به موهای بعضی آقایون نگاه میکنم، 

 

 

 

بعضی ها خیلی مرتبن بعضیا  اصلا . 

 

 

 

میدونید  موضوع سر اینه که یه سری چیزا دست خود آدمه ، 

 

 

 

اینکه پشت گردن   همیشه مرتب باشه

 

 

 

یا اینکه میشه با پیگیری شامپو پوسته های  مو رو از بین برد، 

 

 

 

یا اینکه ریش انقدر  نگذاریم  که فرفری بشه ، 

 

 

 

یا اینکه اگه  ریش زیاد گذاشتین صاف و مرتبش کنید ، 

 

 

 

یا اینکه ته ریشو تا گردن نزاریم  و هپلی نباشیم ، 

 

 

 

)اینا نکات اموزشی برای آقایون بود ، واسه خانوم هاروهم میگم .خنده.)

 

 

 

یا اینکه کفش هامونو  با یه واکس یا دستمال تمیز کنیم ، 

 

 

 

اینا یه سری کارای کوچولوء ،اما خیلی تاثیر بزرگی داره. 

 

 

 

به طور کلی،" از خودمون دست نکشیم "،

 

 

 

یک انسان مرتب باشیم.لبخند . 

 

 

 

همش از یه پله برقی شروع شد . خنده. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از اولم  این نوشیدنی هایی که کف داشتن برام جالب بودن. 

 

مثلا وقتی یکی نوشابه زیادمیریخت  تا کله کف میشد 

 

امروز لته ی خونگی  درست کردم . و کف کرد .و کیف کردم   

 

اون کف به خاطر شیر ، یه بار درست کنید لذت بخشه 

 

مزه اشم برای اولین باربدک نبود،

 

فقط قورتشو دادم جرعه جرعه لدت نبردم

 

در حین درست کردنشم همش  آهنگ مثبته تیک تاک تو ذهنم play میشد.خنده

 

"نوشیدنی سفارش نمیده جز لته میگم دختره مثبتهه"  

 

یه چیزایی رو به خاطر یه سری ویژگیاشون دوست دام 

 

مثلا  لته و کاپوچینو رو به خاطر کفی که دارن دوست دارم

 

و ب خاطر سییبیلی که میشه با کفشون گذاشت .لبخند

 

قهوه ی اسپرسو رو هیچوقت نمیتونم خوب بخورم بیشتر ،

 

آبی که کنارش میزارنو میخورم ،خنده

 

اما همیشه به خاطر بوش دوسش دارم .

 

 چایی  کلا  دوست داشتنیه.لبخند .

 

بگذریم ...

 

در تعطیلات بین دو امتحان هستیم....

 

ااین چالش dont Like چی میگه  اه اه . خب بابا عین بچه ی آدم عکستونو بزارید

 

یه سری چالشا مرز مزخرف بودنو رد کردن . خخخ

 

اگروه های تلگرام به خاطر امتحانا ،

 

 از بس زیاد شدن وقتی وارد تلگرام میشم خوذم سرگیجه میگیرم 

 

گاهی اوقات دلم گوشی گوشت کوبیمو میخواد (دوازده دوصفر ) 

 

شاید بعد از امتحانا برنامه هارو برای مدتی پاک کردم ، 

 

و به جای کانالا دوباره کتابامو گرفتم دستم ، و آسمانم را در آغوش .

 

بگذریم ....

 

شبتون قشنگ .چشمک 

 

 

 

الهی قمشه ای ،

 

 

جمعه ها ،

 

 

ساعت ۱:۳۰ بعد از ظهر

 

شبکه چهار .

 

لبخند 

 

 

 

 

زندگی عجب چیزیه هاا، 

 

یعنی فکر میکردم این هفته جز سنگین ترین هفته های دنیاست ، 

 

امتحان پشت امتحان ،

 

یعنی کل واحدای ترمم تو این هفته تموم میشد،

 

 

تا اینکه این همه تعطیلی خورد بهش ،

 

شد سبک ترین هفته ی زندگیم ، 

 

تا می اومدیم کتاب باز کنیم میگفتن تعطیل. 

 

 نمیدونم دقیق باید چی بگم ،

 

فقط میتونم بگم ،

 

 خدا جان مرسی خیلی هوامونو داشتی .چشمک.

 

روح همه ی رفتگان هم شاد . 

 

 

 

 

 

 

 

امروز عصردراز کشیده بودمو  درحال خوندن جزوه های شیریین بودم  ، 

 

که یه دفعه دایی زنگ زدو گفت : 

 

مامانتو شقایقو گروگان گرفتم ، 

 

هیچ انتخاب دیگه ای نداری کی بیام دنبالت ؟ 

 

خنده ام گرفت، 

 

و این چنین شد که از کوه های آلپ راهی خیابان چهارم شدیم . 

 

باران کوچولو دیگه روز های هفته رو یاد گرفته ، 

 

میگفت فردا که تعطیلی،

 

اینجا بخواب مشقاتم فردا صبح مینویسی.لبخند.

 

و من قول انگشتی دادم که دوهفته بعد  دوباره برگردم و کلی کیف کنیم.

 

دنیای بچه ها خیلی پاکو بی ریاست .....نفس عمیق . 

 

بیشتر از این حوصله ی نوشتن ندارم امشب، 

 

دل رخت خوابمو میطلبه، 

 

خدای مهربونم

 

مامانا و بابا هارو همیشه سالم‌نگه دار ..لبخند . 

 

شب بخیر جانان من 

 

 

 

 

 

بازگشت به خود

 عادت داشتم شبا برم رو ایوون خونه ،
 
آسمونو نگاه کنم ،

 قشنگترین چیزی که هنوزم حالمو خوب میکنه ،

آسمونه ....

دنیای عجیبیه در عین سکوت پر از اتفاقه....لبخند 

 


یه  شبایی ام برای خودم یه لیوان شیر میرختم ،

یعنی کسی که تجربه کرده باشه میدونه چه لذتی داره ....

همیشه با خودم  میگفتم  بیشتر ادم بزرگا چطوری

 میتونن به آسمون بی تفاوت باشن ،

وقتی خودتو عادت میدی به روز مرگی و

 خودتو غرق میکنی تو کارات انقدر که نتونی ،

سرتو  بیاری بالا  و ۵دقیقه آسمونو ببینی،

 دیگه یواش یواش بی تفاوت میشی ..

منم  خیلی وقت بود پا به این وادی گذاشته بودم ،

خودمم متوجه نبودم ، حواسمون به خودمون باشه ‌...

یه قراری با خودم گذاشتم ،

هرشب ساعت ۱۱ دوباره بیام رو ایوون اسمونو ببینم .لبخند.

بگذریم


شبکه ی نمایش سریال فرار از زندان گذاشته ،

امان از این امتحانا که،

 باعث میشن تمام شبکه ها رو هم چک کنیم . لبخند.

چقدر دوست داشتم این سریالو مایکل اسکافیلدو  ،

دقیق یادم نمیاد چند سال پیش بود

 اما مدرسه میرفتم که این سریالو دیدم ،

اعتیاد پیدا کرده بودیم اصلا . خنده .

جالب اینجاست همیشه فصل امتحاناام

بهترین فیلما دستت میرسه،

انقدر تو فاز فیلم بودم ،

میرفتم مدرسه دلم میخواست فرار کنم. خنده .

امشب وقتی دیدم  مرور خاطرات شد .

جز  کارایی که خیلی دوست دارم اینه که ،

یه فیلم قشنگ  ببینم ،

بعد بشینیم با اون آدمی که دوست دارم و  اون فیلمو دیده

 درباره اش صحبت کنیم دیالوگای قشنگشو مرور کنیم   .

 خیلی  خوبه . لبخند .

 

 
خوب بخوابیم . شب بخیر

چرا خوابم نمیبره ؟ تفکر 

 

به قدری حوصله ام سر رفته

 

میخوام برم صفحه ی اونایی که  انلایننو باز کنم ،

 

بگم برید بخوابید . خنده .

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد به الطاف کار ساز کنید .لبخند

این موقع شب این آهنگ سیامک عباسی که از شعر های

جناب حافظ دوست داشتنیه، افتاده در ذهن ودهانم.

دوباره امتحانا شروع شدPLAY شدن اهنگا تو مغزم شروع شد.خنده .

این هفته، هفته ی تعطیلات است

کلا در خانه حضور داریم

این باران های یه دفعه ای که به شیروانی خانه میخوره

 اَی حال مرا خوب می کند اَی حال مرا خوب میکند  که

  قابل وصف نیست....

انگار آسمان با آدم حرف میزند ،

انگار فرشته ها به  زمین می آیند ...



فکرای خوب بکنیم خواب های خوب ببینیم‌

 
و ساعت ۲ بیدار بشیم ببینیم وقت برای خوابیدن‌داریم باز .لبخند .

 

 

خدا جانم شب بخیر 

 

آخه عشق جان من بارونت فوق العادست که ....

 

امروز با اینکه ۳ بعد از ظهر بود اما،

 

راه ایستگاه تا خانه جز باحال ترین راه ها بود .لبخند. 

 

با هزاران قطره بارون تا خونه هم قدم شدم ...

 

بسی با لذت خیس شدیم بسی بیشتر کیف کردیم ....

 

بگذریم ، 

 

عکس های پروفایل های تلگرام هم عالمی دارد...لبخند 

 

یه سری از عکسا واقعا حس خوبی به آدم میدن ، 

 

گویا خیلی ها  با این عکس ها زندگی میکنن، 

 

نمیدونم زندگی کردن با عکس خوبه یا نه اما 

 

امان از لحظه ای که در عکس قسمتی از شانه ی مردانه ای نمایان شود ، 

 

یا تیکه ای موی دخترانه به چشم بخورد

 

واویلااااا .خنده 

 

چه داستان هایی  که برای خود نمی بافند .

 

عجب...

 

فضای مجازی هم عالمی دارد . لبخند . 

 

بگذریم ، 

 

در این هوا چه میچسبد؟ 

 

ذرت مکزیکی  دوووست میداریم ، خوشمزه ی دوست داشتنی  

 

 

به سرم زده برم یه ذرت مکزیکی فروشی بزنم . لبخند 

 

 

 

مهربان من هوا عالیست ، هوای همه ی مارا داشته باشد .چشمک 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باران 

 

باران 

 

باران 

 

با باران به خواب بروی 

 

با باران بیدار شوی...

 

این هوا راباید بوسید ....لبخند