زیبا سلام ، 

 

هوای حوصله زیر پتو در حال تایپ است و اکسیژن کم دارد . خنده . 

 

امان از وقتی که دلت نوشتن بخواهد و

 

جایی باشی که  نور گوشی مزاحم باشد ...

 

hello_koray یعنی عاشق این صفحه تو اینستاگرام شدم

 

مگه داریم این همه دوست داشتنی ؟

 

واقعا عاشقش شدم ، فسقلیه دوست داشتنیه پر آرامش واااای.

 

اگه وقت کردید برید ببینید .

 

بگذریم 

 

خب امروز عصرو اصلا دوست نداشتم  

 

سال ها بعدم بگذره بازم دوست نخواهم داشت ،

 

چون آدمای قشنگ زندگیم اذیت شدن 

 

یه روزایی اینجوری میشه دیگه امیدوارم تعدادش به صفر برسه .لبخند .

 

 

از اینم بگذریم 

 

از اونجایی که  این ترم بامداد بیدار میشیم و میریم دانشگاه ، 

 

نصف خواب ما در قطار میباشد،

 

تازگیا انقدر خوابم تو قطار سنگین شده که تا تهران خوابم میبینم . خنده .

 

فردا ام که روز رای گیری ...

 

خب دیگه چشمانم خواب میطلبه

 

آسوده و غرق رویاها ی ناب بخوابیم 

 

شب بخیر قشنگ جان من 

اینکه چیز های مختلفی مثل

 

کتاب ، بارون ، سیب زمینی سرخ کرده،

 

و هزار تا چیز دیگه وجود داره که

 

حال آدمو خوب کنه شکی نیست ، 

 

اما امروز فهمیدم

 

هیچ کدوم به اندازه ی هم نشینی با عمو یا دایی یا یه آدمی که،

 

دور از تکنولوژیه و دغدغه های امروزیه ،

 

توی حیاط سر سبز که عطر چایی های توی سینی به مشام آدم میرسه،

 

نمیتونه قشنگی و آرامش زندگی رو به آدم نشون بده .لبخند. 

 

امروز عصر،قسمتی از  زندگی واقعی رو لمس کردم .خوشحالم .

 

در حال حاضر

 

دارم به in rel های فضای مجازی فکر میکنم 

 

 یه سری in relها هست انقدر ادم احساس خوبی داره از پیدا کردن طرف

 

مقابلش دوست داره توتمام قسمت های زندگیش

 

اثری از اون آدم باشه واسه همین همه جا اعلام میکنهin rel .

 

یه سری in relها واسه اینه که

 

بعضیا فقط دوست دارن به ادم های قبلی زندگیشون ثابت کنن

 

تو رفتی اما هستن ادمای مختلف دیگه ،

 

اینجور آدما هنوز تو عشق قبلی موندن.

 

یه سری in  rel هایی ام هست هیچوقت  جهانی نمایان نمیشه

 

اون دوتا آدم انقدر دچار لحظه های قشنگ هم هستن که

 

وقت ندارن  به این و اون نشون بدن .

 

یه سری in rel هاام واسه اینه دست از سرم بردارید

 

من یه شخصیو تو زندگیم دارم.لبخند.

 

دیگه نمیدونم مدل دیگه ای به ذهنم نمیرسه ، به ذهن شما میرسه ؟

 

دارم به یه چیز  دیگه ام فکر میکنم ، 

 

امان از لحظه ای که تو شخصی رو دوست داشته باشی و طرف in relبزنه . 

 

این آدما باید چیکار کنن ؟ 

 

خود من شاید اولش ناراحت بشم دومش ناراحت بشم سومش ناراحت بشم

 

 اما سرانجامش بی تفاوت و کمی هم زده میشم،

 

چون حس خوبی بهم نمیده منتظر بمونم

 

طرف لحظات عاشقانه ای رو با یکی  دیگه بگذرونه

 

بعد آرزو کنم کات کنه که بیاد سراغ من .

 

اما براش آرزوی خوشبختی میکنم ، این حالمو خوب میکنه 

 

ادم هم میتونه تا آخر عمرش دپرس بمونه،

 

هم میتونه مطمئن باش همه چی قشنگ پیش میره و

 

خدا داستان فوق العاده ای برای زندگیش نوشته 

 

هم هزار تا چیز دیگه 

 

بستگی داره دلت بخواد تا آخر عمرت چطوری زندگی کنی 

 

با بدبختی یا با خوشبختی ...

 

امیدوارم قشنگ ترین اتفاق های عشقی دنیا براتون بیافته . لبخند . 

 

بگذریم 

 

دو بیت از یه اهنگ افتاده  تو ذهنم رهام نمیکنه  . خنده 

 

از اتاااقت هنوز دارم میشنوم صدای تو رو

 

کی میتونه برام تو قلبم بگیره جای تو رو

 

ریتمشو دوست دارم .

 

خب از اینم بگذریم 

 

اول و آخر زندگی من خدا جان قشنگ خوبه که هستی 

 

شکرت بابت این بهار زیبا 

 

مراقب همه ی ما باش و کمک کن همه چیز به نحو عالی پیش بره 

 

شب بخیر . لبخند 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه تو اوج دغدغه ها و کار هایی که میگفتم آرامشو خدشه دار کرده ،

رفتم نمایشگاه کتاب . لبخند .

یاد گرفتم  که بتونم تنهایی حال خودمو خوب کنم

 

نه اینکه کار من فوق العادست ها ، نه .

 

اما 

برعکس آدم هایی که حتما حتما باید شخصی بیاد و حالشونو خوب کنه من‌ بلدم حالمو خوب کنم

حالا با یه موسیقی ،

یه دوش حمام ،

یه فیلم خوب،

 

یه کتاب  مورد علاقه ام ،

خواب،

کنار پنجره نشستن و شیر یا چایی نوشیدن ،

اسکیت ،

 

سیب زمینی سرخ کردن 

 


کوه ،

بدمینتون ،

 

ذرت مکزیکی 


حرف زدن با آدم های دوست داشتنی زندگیم ،

نگاه کردن آسمون و فکر کردن به کهکشان ها ،

نقاشی کشیدن گاهی هم صرفا خط خطی کردن

وغیره ...


خودمم دارم با خودم آشنا میشم .خنده.

  تا حالا همه  اشونو یه جا جمع نکرده بودم . لبخند .

 

پنجشنبه ام تمام کار ها و دغدغه هارو بوسیدم و گذاشتم

 کنار و سبک بال رفتم کتاب ببینم و بخوانم وبخرم .

خب برای خودم یه نقشه ی جهان با جزییات خلاقانه خریدم که عاشقش شدم .

پر از حس خوبه . لبخند .

از غرفه ی جذاب کودکان خریدمش

هنوز نزدمش به دیوار اتاقم فعلا تا وقت آزاد پیدا میکنم 

بازش میکنم زمین خودمم رها بر روی قالی و ساعت ها نگاش میکنم و یاد میگیرم

نمایشگاه کتاب امسال واقعا عالی شده

مرسی از همه ی کسایی که باعث قشنگیش شدن .

اگر حوصله ی شلوغی ندارید زمان های خلوت برید

ولی حتما برید .


خب بگذریم

در حال حاضر داشتم دور همی نگاه میکردم ،

محتوا و  حرف زدن آقای مدیری رو دوست دارم .

مهمان امشبشون آقای سیامک عباسی بود

 

منویاد شهریور زندگیم میندازه.....

آرامششون قشنگ بود . لبخند.

خب از این هم بگذریم ،

گویا من ازدواج کردم اما خودمم خبر ندارم  (تفکر)


به مادر جان تبریک میگن بابت این موضوع

واقعا چطوری شایعه میسازن ؟

چطوری این همه بیکارن ؟
 
عجب . لبخند.

خب دیگه چشمان خواب میطلبد

شبتون پر از بوی گل یاس .

شب بخیر






 باران در حال باریدن است ، 

 

و شب همواره آرامش را در آغوش کشیده....لبخند .

 

این روزا بسیار به انرژی های خوب ،

 

پالس های قشنگ‌، و جملات آرامش بخش نیاز دارم.......

 

زیبا هوای همه ی مارا داشته باش  

 

 

منحنی

 

 

 

زیبا سلام

 

 

 

هوا بسیار خاص و رعدو برقی و مه دار و الان هم خورشید دار شد . لبخند

 

 

 

خلاصه شگفت انگیزه....

 

 

 

 اون روز تو آزمایشگاه سلول های لُپمو زیر میکروسکوپ دیدم ، 

 

 

 

تجربه ی شیرینی بود.

 

 

 

خودشناسی .....لبخند 

 

 

 

درحال حاضر  ؟

 

 

 

آهنگ جدید محمد رضا علیمردانی رو گوش میدم . 

 

 

 

متنش منو کشته .لبخند.

 

 

خط اخم بین ابروهاتو دوست دارم

 


حتی گاهی غصه خوردناتو دوست دارم

 


وقتی از سر علاقه تیکه میندازی

 


اون کنایه ها حسادتاتو دوست دارم

 


"بیشتر اما وقتی خنده هاتو میخوری"

 


ضد حال و کم محلیاتو دوست دارم

 


میخوام برات یه منحنی بسازم

 


همیشه روی صورتت بمونه

 


"گاهی چاره ی تموم مشکلامون

 


انحنای اون لبای مهربونه"

 


تو یکی مثل من میخوای عزیزم

 

 

 

که عینهو خودت یه دنده باشه

 


با اینکه سرتقی ولی

 


دل تو خوبه در اختیار بنده باشه

 


گاهی چشمامون میباره

 


گاهی دنیا خنده داره هر دو بازیای روزگاره

 


زندگی با هر چی داره قابلِ تو رو نداره

 


اخمو تَخم تو اگه بذاره

 


زندگی فقط همین یه باره....

 

 

صبحی که،

 

با باران ،موسیقی ،

 

آدم های دوست داشتنی خانه ،

 

لبخند خدا 

 

سبزی و دلبری کوه روبه روی خانه ،

 

 شروع شود زیباست

 

مگر اینکه خودمان بخواهیم  به آن زیبا نگاه نکنیم..لبخند. 

 

صبحتون بخیر وقتشه از رختخواب بپریم بیرون

سلوووم  

 

 

 

 

 

 

اصلا تو بهار هرچقدرم پرده ها سلطنتی باشن

باید پرده هارو زد کنارو قشنگی بهارو لمس کرد....



اصلا پرده خونه  رو باید قژ قژ از این  طرف به اون طرف


 کشید، خونه باید نفس بکشه.لبخند.

حالو هوای این روزا ؟

رو به افق خیره شده ام و فکر میکنم

روز امتحان حذفی میانترم بافت با بارم زیاد ( ساعت ۸ صبح)

 با عروسی خواهر جان  یکی شد.

شگفت انگیز تر از این نمیشد.

واقعا چه باید کنم؟؟؟؟؟؟

 فعلا خنده ام گرفته


بیشتر آدمای اطرافم این روزا حکم روز شمار برای من پیدا کردن ،

و بسیار تاکید دارند که زمان زیادی به عروسی نمونده ،

هدفشونو از این کار نمیدونم . لبخند.
 
این روزا به این نتیجه رسیدم آقایون چقدر در خرید راحتن،

چقدر کت شلوار ها شیک‌و ساده هستن

با یه سلیقه ی خوب و یه  کت شلوار شیک و مارک میتونن

 در تمام عروسی ها مرتب باشن

هیچوقت از لباسای زرقی برقی خوشم نیومده ،

خب بگذریم .

شروع به خواندن کتاب "جز از کل" کردم 

چند ماهیست کتاب نخونده بودم‌....

حس شیرین بازگشت  به کتاب . لبخند .

فعلا تا همینجا ....

شبتون  پر از بوی گل یاس 

شب بخیر