کتابو دفتر بسته ، 

 

مطالعه تمام 

 

شیرجه در رختخواب ...

 

امشب از اون شبایی که بعد مسواک گشنه ام شده .لبخند.

 

فردا جمع دوستان دبیرستان در خانه ی ما جمعِ

 

خب کار مهمی که دارم جمع کردن اتاق شگفت انگیز من، 

 

خب اگر الان بخوابم فردا میتونم زود بیدار بشم .

 

مهربونم کمک کن همه ی کارا خوب پیش بره . 

 

خب این  آهنگو خیلی دوست دارم حس خوبی میده بهم

 

 

و خوشحالم که  تو شبای تابستون پخش میشه

 

دیدمت یه لحظه قلبم از تو سینه پر گرفت و تا همیشه عاشقت شدم

 

بگذریم 

 

هوا از اون هوا هاست که باید گفت:

 

بووو سرده کاپشنم کوو....لبخند.

 

فعلا تا همینجا .

 

شب نوشت امروز مریم‌

 

خوابتون پر آرامش

 

 

 

هوا عجب دلبری شده . لبخند . 

 

فقط کیف میده بری غرق بشی در پتو 

 

شکرت به خاطر این نسیم قشنگتتتت

خواب های طلایی گوش میدهم . لبخند .

 

ژله ها گرفت .لبخند . 

 

دارم درباره ی تاثیر فاصله افتادن  بین آدم‌ها فکر میکنم ، 

 

چند هفته پیش به یکی از دوستانم که فاصله ی زیادی بین ما افتاده بود

 

بعد از مدت ها با ذوق پیام دادم ، 

 

اما حس کردم عوض شده دیدش به من ،

 

آخه قبل ها هروقت پیام میدادم 

 

سریع میخوندش اما اون شب نخوند ، 

 

منم پیامو پاک کردم ...

 

وقتی از یه آدم دور میشم نمیبینمش همون طور عزیز برام میمونه ، 

 

تو دوران فاصله ، نسبت به هم خوب فکر کنیم

 

تا اگر بعد از مدت ها همو دیدیم 

 

بازم ذوق کنیم . لبخند .

 

حرف در این باره زیاد است سخن کوتاه میکنم. 

 

جانان شب بخیر 

پیرهن صورتی دل منو بردی....

 

کماکان این آهنگ داره توسط یک خواننده ی اهل دل خونده میشه و

 

کل منطقه رو فراگرفته . خنده.

 

و مرا نیز خنده فراگرفته از نوع خوندنش .لبخند.

 

قشنگ‌معلومه خوابش پریده هااا

 

امیدوارم  صداها مزاحم خواب کنکوریای فردا نشه ،

 

و کنکوریا خوبه خوب بخوابن .لبخند.

 

صدا ی جیرجیرک ها از باغچه به گوش میرسد،

 

امشب از اون شبا بود که میشد دراز کشید ، 

 

و دنبال بازی ماه و ابر هارو دید، 

 

فردا مهمون داریم  در حال حاضر

 

در حال درست کردن یک ژله ی جدید هستم ، 

 

یک ژله ی کشفی .هاهاها 

 

مامان همیشه بهم گفته کشف هارو بزار واسه یه روزی غیر از روز مهمونی ، 

 

اما خب ریسکش هیجان انگیزه.لبخند.

 

امیدوارم فردا ژله هام بگیره .لبخند . 

 

نخیر خواننده جان قصد خواب نداره . خنده . 

 

خب برویم بخوابیم ،

 

مهربان جان من هوای همه ی بچه هارو فردا داشته باش

 

و دستشونو محکم بگیر تا موفق بشن 

 

بابا لنگ دراز قشنگ من تو در چه حالی هستی ؟ لبخند.

 

جانان من همه ی مارا در آغوش بگیر 

 

شب بخیر 

 

 

 

بعضی شباام اینطوریه

 

تو تلگرام بالا و پایین میروم ، 

 

تا حدی بیکاریمو حس کردم که به صفحه ی تلگرام نگاه میکنم،

 

چرت ترین گروه هامم که از سر اجبار توش هستم ،

 

پیامی میگذارن اولین نفر باز میکنم . خنده . 

 

از آن شب هاست که نمیدانم چه میخواهم ،

 

مخاطبانم را نگاه میکنم ،

 

مخاطبانی که تنها راه خبر دار شدن از حال همدیگر،

 

 فقط یک عکس پروفایل است.

 

مخاطبانی  که پر از حس خوبن ، 

 

مخاطبان کاری ، 

 

مخاطبانی که پایه ثابت گروه ها هستن

دلم چیدن برنامه ی یک تور (طور؟ کدوم املاش درسته؟ )

 

به سمت جاهای قشنگ را میخواهد .

 دلم چیپسو ماست موسیر میخواهد 

 

دلم خوابیدن زیر آسمان وتماشای دنبال بازی ابرها را میخواهد ،

 

دلم حرف زدن با تو را میخواهد.

 

دلم خیلی چیز ها میخواهد اما قطعا تکنولوژی نیست. 

 

بعضی شب ها آدمها اینگونه اند دیگر ، 

 

یک‌لیوان شیر زیر آسمان پر ستاره، 

 

به راستی که خواب را واقعا مایه آرامش قرار داده است زیبا جان ، 

 

دلم واقعا خواب میخواهد ، لبخند.

 

ای قشنگِ زیبا مارا در آغوشت بگیر 

 

شبتون پر از رویاها ی بی نظیر ،

 

از اون رویا ها که صبح بیدار میشید حالتون بی نظیرِ.

 

شب بخیر