زیبا سلام

 

 

هوای حوصله آخ که در خوشحالی باطنی به سر میبرد

 

امروز آخرین امتحان ترم هفتمو دادم

 

شاید کسانی که الان امتحان ندارن

 

این لذتو زیاد درک نکنن

 

و منم شاید وقتی که دیگه امتحان نداشته باشم

 

خوشی الانمو درک نکنم

 

اما در حال حاضر واقعا خوشحالم ....

 

و با خیال آسوده خوابیدم...

 

وای از شنبه چطوری بگذرونیم تعطیلات زمستونی رو . خنده

 

بعد از سه ماه تهران رفتن مداوم

 

دوهفته ی طلایی تا شروع ترم جدید در استراحتیم....

 

این سختیایی که بعدش این همه شیرینی هستو دوست دارم

 

بگذریم

 

کله گردالیه کلاه منگوله دار من ،

 

دقیقا چیکار داری میکنی تو صفحه ی اجتماعیت (تفکر)

 

بگذریم

 

بعضی وقتا به یه سری کارام خنده ام میگیره ،

 

با اینکه بچه ای ندارم

 

اما یه مدت بود دغدغه ی اسمش افتاد بود تو ذهنم .خنده

 

میگفتم واقعا اسم بچه رو چی باید گذاشت ،

 

حدود یه ماهه اسمشو بالاخره پیدا کردم

 

کسب این افتخارو به خودم تبریک میگم .خنده

 

اسمی که انتخاب کردم جز مواردی هست تو زندگیم که

 

هروقت بهش فکر میکنم

 

لبخند رضایت میاد رو لبم و خرسند باشم از این انتخاب ناب . خنده ی فراوون

 

به چه دغدغه هایی دارم رسیدگی میکنم واقعاااا . خنده

 

اسم بچه .لبخند .

 

بگذریم .

 

خواب خواب خواب

 

مارا در آغوشت بگیر ای زیبای ناز جهان

بچه تر که بودم ، 

 

تو اتاقم‌ در حین بازی کردن ، نقاشی کردن ، کاردستی درست کردن

 

منشا پیدا شدن سوال های مختلف و گاهی عجیب غریب بود ، 

 

که باعث میشد برم تو آشپزخونه کنار در بایستم‌ ،

 

مامانو که درحال آشپزی یا ظرف شستن بودو نگاه کنم ،

 

و بعد با لحن خاصی بگم ماااماااااان و سوالمو بپرسم ، 

 

مدت ها بود این کارو نکرده بودم 

 

چند سالی بود وقتی سوالی تو ذهنم‌پیش میومد ،.

 

بیشتر اوقات 

 

دراز میکشمو به آسمون نگاه میکنم و فکر میکنم تا جواب سوالمو پیدا کنم 

 

 تا امروز ، 

 

که دوباره رفتم‌تو آشپزخونه و پرسیدم چطور میشه

 

وسط اون همه آب باشه و نتونن خاموشش کنن

 

، میتونستن با بالگرد های آب پاش از بالا آب بپاشن ؟ 

 

 تو تصورم دلم میخواست یه دوش مثل دوش حموم  بود

 

کشتی رو میگرفتن زیر دوش آب خاموش میشد 

 

مامان گفت ، مرییمم دود کشتی رو ببین بالگردا نمیتونستن نزدیکش بشن 

 

منبع سوخت اون تو بود ، 

 

میدونم بعضی وقتا غیر منطقی میشم ، 

 

بعضی وقتا رویا پرداز میشم  به چیزای مختلف فکر میکنم 

و دوست دارم به ساده ترین شکل ممکن مشکل حل بشه 

 

مثلا اینکه ژن ها رو از تو سلول ها در بیارن ، 

 

اون قسمتی از ژنا که

 

مربوط به سرطانو بیماری ها میشه رو خاموش کنن دوباره بزارن تو سلول 

 

دلم نمیخواد کسی بهم بگه  پیدا کردن اون ژن به اون راحتی نیست

 

دلم‌میخواست کشتی نفتکشم خاموش  بشه ،

 

دلم میخواست تو موتور خونه زنده میموندن ....

 

دلم‌میخواست برمیگشتن ،

 

اومدم دراز کشیدم آفتاب داره پاهامو گرم میکنه ، 

 

اخبار‌گوش میدم 

 

 مامان میگه ببین مریم چطوری دارن تلاش میکنن....

 

خدایا آرامش بده به هممون.....

 

 

 

 

 

آهنگای مورد علاقه امو تو گوشی ، پشت سر هم چیدم 

 

با هندزفری ای در گوش 

 

و play شدن موسیقی  

 

عکسامو نگاه میکنم ،

 

سفرها،

 

جنگل رفتن ها 

 

زیر باران راه رفتن ها 

 

روز های دانشگاه ، 

 

خواب رفتن ها در قطار موقع برگشت از دانشگاه 

 

و گاهی هم عکسای تو رو .لبخند 

 

خب باید بگم عاشق این کارم .لبخند 

 

این دیالوگ فیلم یادتونه؟ 

 

حیف تو لحظه های حساس زندگی موسیقی پخش نمیشه 

 

با این کارم تو مرور لحظه های حساس زندگیم ، تجربه ها نابم ،

 

دیگه موسیقی پخش میشه .خنده. 

 

خیلی کیف انگیزِ .خنده 

 

 

به خودم فکر میکنم ،به شناخت خودم ، 

 

به اینکه چه رفتار های بدی دارم ‌، چه رفتار های خوبی

 

 باید روی خودمون کار کنیم ، باید خودمون رو دوست داشته باشیم ، 

 

به خودمون احترام بزاریم ، 

 

تو درون همه ی ما یه کودک هست که باید ازش مراقبت کرد ، 

 

وقتی حس خوبی نسبت به خودمون داشته باشیم ، 

 

وقتی میخوایم بریم برف بازی ،

 

با لذت به کودک درونمون شال گردن میپیچیم، 

 

با لذت موهامون رو شونه میکنیم ، 

 

با لذت برای خودمون چایی میریزیم ، 

 

ما گوهر قشنگی به امانت در درونمون داریم 

 

نباید بزاریم عادت های زندگی ، مشکلات ، باعث بشه ، 

 

فراموش کنیم چقدر شگفت انگیزیم‌. 

 

در حال حاضر در تاریکی مطلق دراز کشیدم 

 

بارون چرا نمیاد؟ 

 

چقدر دلم‌برای ترکیب بوش با خاک حیاطمون تنگ شده.

 

امروز دلم‌خواست عاشق باشم ،

 

آدم وقتی عاشقه یه ذوق عجیبی تو دلش هست 

 

لبخند . 

 

دلم نمیخواد کسی جاتو بگیره ، مراقب جات باش . 

 

خب آرام جان من ، همیشگی من ، 

 

با تو حالم بهترین حال هاست ، 

 

خوشحالم که دارمت تو لحظه هاتم 

 

خدا جانم دوستت داریم 

 

مارا در آغوشت بگیر 

 

شب بخیر 

مغزم پر از ژن ، سلول ، کروموزوم ؛تلومر ، کروماتین ، 

 

و هر چی که تو سلول های بدنمونه شده ، 

 

فردا امتحان قشنگ اما سختی دارم ، 

 

زیست مولکولی ، اگر بخوام تو یه جمله تعریفش کنم ، 

 

سفری به DNA  هامون .....

 

تو چقدر قدرتمندی آخه ای زیبای مطلق 

 

چقدر نمیدانیم ما....

 

ای آرامش محض همراهم‌باش تا  تموم کنم و امتحانمو عالی بدم 

 

خب واقعا به استراحت نیاز دارم ، 

 

و در این استراحت به موسیقی برخورد کردم که روحم را شاد کرد. لبخند 

 

محسن نامجو تو آلبوم جدیدش قطعه ای خونده درباره "مریم"

 

 

گوش کردم و بسی لذت بردم .لبخند (در حال کیف) 

 

 

از صد پشه میگذری به خانه می آیی.لبخند

 

باور کن سی بار نوشته ام اسمت را

 

جرات نمی کنم

 

مریم در مریم دویده

 

چقدر تحت تاثیر قرار گرفتم 

 

خب خرسندم .همین . لبخند

(از آن لبخند هایی که از اینور لپ به آنور لپ می آید و چشم‌ها ریز میشود و چهره funمیشود ).خنده 

 

شما در چه حالی هستید ؟ 

 

دوران امتحان تمام شود سریعتر آمین .( گریه خنده )

 

زیبای من مراقب همه باش دوستت داریم 

 

 

نمیتونم اخمامو جمع کنم

 

بغضی عجیب گلومو گرفته ،

 

دارن درخت دوست داشتنیمو میبرن ، 

 

به خاطر کرم خراط 

 

میتونم بگم صداش جز دلخراش ترین صدا های ممکن  تو زندگیم

 

با هیچکسم میل سخنم نیست 

 

نباید این کارو میکردن 

 

 سکوت کردم و دلم نمیخواد از پنجره حیاطو نگاه کنم ، 

 

خیلی لعنتی هستی ای کِرم بد 

 

کاش تو زندگیمون جز چیز های بد نباشیم 

 

زیبا سلام ، 

 

هوای حوصله از مهمونی برگشته 

 

بعضی وقتا یه سری ها اسم آدمو قشنگ صدا میکنن

 

امشب وقتی آرین (پسر کوچولوی مهمونی) ، میگفت مریم ، 

 

دلم ضعف میکردد براش مرد کوچولوی دوست داشتنی .لبخند . 

 

بگذریم 

 

ای عقل اینجا دنگ شو (تفکر) دقیقا داری چه میکنی (تفکر)

 

بگذریم 

 

امشب دوباره یاد این آهنگ افتادم ، 

 

فقط کاش بین این عشقای مبهم ، بفهمم آخرش چی عشق میشه 

 

بگذریم 

 

هیچوقت رابطتتون رو به جایی نرسونید که

 

طرفتون بگه خستم کردی و هیچوقت به طرفتون نگید این جمله رو 

 

جمله ی قشنگی نیست ، حس خوبی نداره . 

 

این روزا که تو آلودگی هوا

 

و گسل های لرزان و خندان کرجو تهران گیر افتادیم 

 

دلم میخواد برم‌ شمال ایران 

 

یه چایی بخورم زیر آسمون بخوابم و به تو فکر کنم 

 

یه کم‌دور از دغدغه ها باشم 

 

بگذریم . 

 

وای فای ، 

 

تاثیرات خوبی نمیزاره 

 

تصمیم‌گرفتم یه مدت کمتر باشم 

 

بگذریم 

 

مدل موهامو تغییر دادم ( فرق ، فرغ؟ ) سرمو عوض کردم 

خوشم اومده از تغییر به وجود اومده . لبخند . 

 

خب چشمان دارد میرود برای خواب 

 

ای قشنگ‌زیبای مطلق مراقب همه ی ما باش 

 

و دور کن همه ی مارا از بلایا 

 

شب بخیر 

در حال حاضر سوار بر مترو

درحال رفتن به آخرین کلاس این ترم هستم .

 

گاهی اوقات دلم‌میخواد جدا از اینکه مقصد کجاست ، 

 

برم تا آخرین ایستگاه قطار مترو  و بنویسم، فکر کنم ، 

 

امروز از اون روزاست 

 

دیشب دوباره زلزله اومده 

 

و امروز همه خوابالو هستن چون تا صبح بیدار موندن 

 

بازگشت امروز به خانه با قطار ۱۴:۳۰ 

 

رسیدن ساعت ۱۶

 

وپایان هفته سلااام

 

 

 

 

در حال حاضر سوار بر مترو

درحال رفتن به آخرین کلاس این ترم هستم .

 

گاهی اوقات دلم‌میخواد جدا از اینکه مقصد کجاست ، 

 

برم تا آخرین ایستگاه قطار مترو  و بنویسم، فکر کنم ، 

 

امروز از اون روزاست 

 

دیشب دوباره زلزله اومده 

 

و امروز همه خوابالو هستن چون تا صبح بیدار موندن 

 

بازگشت امروز به خانه با قطار ۱۴:۳۰ 

 

رسیدن ساعت ۱۶

 

و آخر  هفته سلااام 

 

 

 

 

در حال حاضر سوار بر مترو

درحال رفتن به آخرین کلاس این ترم هستم .

 

گاهی اوقات دلم‌میخواد جدا از اینکه مقصد کجاست ، 

 

برم تا آخرین ایستگاه قطار مترو  و بنویسم، فکر کنم ، 

 

امروز از اون روزاست 

 

دیشب دوباره زلزله اومده 

 

و امروز همه خوابالو هستن چون تا صبح بیدار موندن 

 

بازگشت امروز به خانه با قطار ۱۴:۳۰ 

 

رسیدن ساعت ۱۶

 

و آخر  هفته سلااام 

 

 

 

 

زیبا سلام ، 

 

هوای حوصله دراز کشیده است ، 

 

شب یلدا را سپری کرده و حال 

 

با هندزفری ای در گوش ،

 

در حال شنیدن موسیقی بی کلام مورد علاقه اش و

 

تایپ در وبلاگ میباشد ....

 

بارون زیبات امروز حالم رو خوب کرد ، شکرت هزاران مرتبه شکرت ....

 

مادر در حال تماشای فیلم  است ، بله این موقع شب .لبخند .

 

خواب ‌که بپرد ،میپرد  ..لبخند .

 

امشب باز فِرِدی پیش من میخوابد...

 

قفسشو  آوردم مثل دیشب کنار خودم‌ گذاشته ام

 

اگر زلزله خدایی نکرده دوباره  اومد فرار کنیم . خنده .

 

 به قول کتاب شازده کوچولو: 

 

آدم در برابر هرچی که اهلی میکنه مسئوله ....

 

دوستش دارم این کله زردآلوی لپ‌ نارنجی رو (فِرِدی رو میگم)

 

خب شب یلدات چطور بود؟  ای کسی که داری میخونی 

 

اینستاگرام  پر شده از هندونه و انار 

 

و جمع های صمیمی 

 

یاد این بیت افتادم ، 

 

گفتم ببینمش مگرم در اشتیاق ساکت شود ،

 

بدیدمو مشتاق تر شدم....

 

بابا لنگ دراز خوش رفتار من  ،

 

تو چه کردی شب یلدایت را ؟

 

گاهی اوقات به آدم های اطرافت فکر میکنم که

 

چقدر  بیشتر از من تورا میبینند ،

 

امیدوارم یلدا به همتون خوش گذشته باشه

 

ای همراهان همیشگی وبلاگ.

 

خب چشمان کم کم  میخواهد سفر رویایی خود را آغاژ کند ، 

 

و بخوابد....

 

آرام جان من امشب هم مراقب همه ی ما باش ، 

 

واقعا امشب حال ندارم بابت زلزله بدوم بیرون از بس خوابم میاد .خنده 

 

کمک کن بهترین روز هارو داشته باشیم مهربانم . 

 

دوستت دارم ای قشنگ ترین رفییق حال نا آروم من ، 

 

جان جانان .. شب بخیر