هوای حوصله دراز کشیده است ،
شب یلدا را سپری کرده و حال
با هندزفری ای در گوش ،
در حال شنیدن موسیقی بی کلام مورد علاقه اش و
تایپ در وبلاگ میباشد ....
بارون زیبات امروز حالم رو خوب کرد ، شکرت هزاران مرتبه شکرت ....
مادر در حال تماشای فیلم است ، بله این موقع شب .لبخند .
خواب که بپرد ،میپرد ..لبخند .
امشب باز فِرِدی پیش من میخوابد...
قفسشو آوردم مثل دیشب کنار خودم گذاشته ام
اگر زلزله خدایی نکرده دوباره اومد فرار کنیم . خنده .
به قول کتاب شازده کوچولو:
آدم در برابر هرچی که اهلی میکنه مسئوله ....
دوستش دارم این کله زردآلوی لپ نارنجی رو (فِرِدی رو میگم)
خب شب یلدات چطور بود؟ ای کسی که داری میخونی
اینستاگرام پر شده از هندونه و انار
و جمع های صمیمی
یاد این بیت افتادم ،
گفتم ببینمش مگرم در اشتیاق ساکت شود ،
بدیدمو مشتاق تر شدم....
بابا لنگ دراز خوش رفتار من ،
تو چه کردی شب یلدایت را ؟
گاهی اوقات به آدم های اطرافت فکر میکنم که
چقدر بیشتر از من تورا میبینند ،
امیدوارم یلدا به همتون خوش گذشته باشه
ای همراهان همیشگی وبلاگ.
خب چشمان کم کم میخواهد سفر رویایی خود را آغاژ کند ،
و بخوابد....
آرام جان من امشب هم مراقب همه ی ما باش ،
واقعا امشب حال ندارم بابت زلزله بدوم بیرون از بس خوابم میاد .خنده
کمک کن بهترین روز هارو داشته باشیم مهربانم .
دوستت دارم ای قشنگ ترین رفییق حال نا آروم من ،
جان جانان .. شب بخیر
شتاب نکنید،