زیبا سلام ، 

 

هوای حوصله زیباست ، ....

 

 شروع آبانم پر از هیجان و جیغ و ذوق  شروع شد 

 

زعفران هام جوونه زدن و من امروز واقعا خوشحال شدم 

 

مدت ها بود اینجوری خوشحال نشده بودم 

 

آخ اخ پر از حرف و نشونن برام رشد این قشنگا ...

 

مریم ازت ممنون زیبای من ....

 

چند روز پیش اتفاقاتی افتاد که باعث این نتیجه شد 

 

بد حسی که به ادم های با تکبر پیدا کردم ، 

 

ادم هایی که غرور از صحبت کردنشون میباره 

 

و با اکراه جواب ادم هارو میدن ، 

 

خودت زشتی کار این ادمارو بهشون نشون بده ، 

 

تا دوباره قشنگ بشن .....

 

بگذریم‌ 

 

حتما تو این دنیا با دستاتون یه چیزی رو بکارید 

 

جوونه زدنش جز لذت بخش ترین تجربه هاست ....

 

لبخند .

 

شب بخیر 

هوا عشق استُ عشق استُ عشق

 

همیشه گفتم بازم‌میگم تو ذات بارون یه چیزی هست 

 

که این همه حال آدمو خوب میکنه ، 

 

تو بارون خوشحال ترینم 

 

تو رعدو برق زدن بچه ترینم 

 

هنوزم وقتی رعدو برق میزنه چشمام دوبرابر میشه

 

و ناخودآگاه با ذوق  از درونم یکی میگه وااااااای . لبخند 

 

 امشب تو خونه ی مامان بزرگه، 

 

میگه مریم ، ما چرا بزرگ نمیشیم ؟ 

 

میگه هنوزم تو خونه ی مامان بزرگه اولین نفراتی هستیم که 

 

پایه پیشنهاد بازی و هم‌پای بچه هاییم 

 

آخه جالبه هنوزم تو بازیا مثل ده سالگیمون ذوقو هیجان داریم 

 

میگه چرا ؟ 

 

میگم چون هنوز کودک درونمون خوشحال 

و فعال 

 

میخندم .

میخنده ،

 

اصلا آدم باید اگر هزار بارم بارونو رعدو برق دیده  باشه 

بازم دید ، ذوق کنه ، 

 

بابا جان نباید عادی بشه قشنگیای زندگی ....

 

بابا جان نباید نگاهمون  معمولی بشه ....

 

میگم اگر فردا از آسمون سنگ  یا گُل بباره همه از تعجب شاخ در میارن

 

اگر بارش سنگو گل ادامه پیدا کنه یواش یواش اونم عادی میشه 

 

درصورتی که وقتی فکر میکنی خیلی شگفت انگیز باید باشه 

 

حالا بارونم همین دیگه 

 

 

از اون بالا بالا ها که کسی ازش خبر نداره  داره قطره های آب میاد 

 

شگفت انگیزههههه

 

میگه تو دیوانه شدی بابا ، بارون دیگه . 

 

لبخند میزنم 

 

اون نمیفهمه چی میگم

 

اما خیلیا ی دیگه میفهمن بارون یعنی خدا داره با آدم حرف میزنه 

 

یعنی خدا حواسش به آدم هست 

 

یعنی خدا خیلی با سلیقه اس 

 

وگرنه این بوی خوب و این همه شگفتی کار هرکسی نیست ...

لبخند .

 

بریم بخوابیم 

 

شب بخیر 

 

خدایا شکرت  

 

 

 

آغاز به خواندن کتاب  ملت عشق .....لبخند

 

 

 

 

میگه 

 

شده شبیه فیلم در دنیای تو ساعت چند است ؟ .....

فیلمشو دیدید ؟ 

فرهاد در تمام سالهایی که گلی در فرانسه مشغول زندگی بوده،

 

بخاطر عشقی که به گلی داشته ،

 

تمام چیز هایی که گلی دوست می داشتو یاد گرفته بود 

 

تا بتونه نزدیکی بیشتری با دنیای او داشته باشه.

 

 

فرهاد زبان فرانسوی می دونه و نحوه تهیه پنیر فرانسوی را هم یاد گرفته

 

و هزارتا جزئیات دیگه از گلی میدونه 

 

علی مصفا واقعا این نقشو قشنگ بازی کرده .....

 

بگذریم 

 

یه بار نامه ی نادر ابراهیمی رو برام فرستاد که گویای این بود 

 

در عین وجود  تفاوت هاست که این عشق قشنگه

 

و اصل نامه رو این تاکید داشت نخواه عین هم بشیم ....

 

زمان و شرایط تصمیماتم باعث شد ما باهم نباشیم 

 

اما از اون موقع تا حالا 

 

 بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنه حواسم بهش بوده . لبخند 

 

شدم فرهاد ، فیلم‌در دنیای تو ساعت چند ؟ 

 

امروز بعد از مدت ها دیدمش ، از دور 

 

لحظه ی عجیبی بود خیلییی عجیب 

 

با اینکه اصلا از این ویژگی ها ندارم اما 

 

دلم خواست یه دل سیر نگاش کنم ، 

 

و نگاش کردم

 

اون تو دنیای خودش بود مثل همیشه ، 

 

با بقیه فرق داره ، مثل همیشه 

 

از همه راحت تر میتونه همه جا رو ببینه ،لبخند 

 

و موهاش فراموش نشدنیه 

 

وقتی نگاش میکنی این جمله میاد تو ذهنت : ز غوغای جهان فارغ

 

خنده .

 

عشق باید باعث حال خوب آدم بشه، 

 

خدایا حال همه رو  خوب کن 

 

.

فعلا تا همینجا 

 

 

 

سلام بارون پاییزی...

 

 

آخ آخ فصل دلبر شروع شد که ...

 

رعدو برق شگفت انگیزی آسمونو فرا گرفته ، 

 

و بارون نم‌نم داره میباره ....

 

و من بیخیال تمام دغدغه ها

 

دارم ترکیب بوی بارونو موزاییک های ایوان خانه را

 

از پنجره ی اتاق استشمام میکنم ..

 

اخ اخ هوا هوای یارِ ، 

 

پاییز که میشه

 

همش صدای رادیو چهرازی تو گوشم ....لبخند 

 

فکر نمیکردم از اول مهر دلبری های پاییز شروع بشه و اولین بارون پاییزی نمایان بشه 

 

میگم این هوا  از اون هوا هاست که کار بده دست ادم 

 

میگه چطور؟ 

 

میگم از اون هوا هاست که هرچقدر از یکی فاصله گرفته باشی 

 

دوست داری دوباره بهش پیام بدی و بگی ، سلام اخه رعدو برقوووو

 

میگه خطرناکیا 

 

میگم پاییز  ، دست خودم نیست کارام 

 

بارون که میباره ، انگار تو یه عالم دیگه ام.خنده .

 

زغوغای جهان فارغ....

 

پاییز اصلا باید با آدم هایی باشی که واقعا شگفت انگیز نگاه میکنن به این فصل  

 

خدا خیلی تو این فصل حرف میزنه با آدم خیلیییی 

 

بریم کیف کنیم با صدای بارون ...

 

شب بخیر