به قول جودی ابوت عزیزم  تو کتاب بابالنگ دراز 

 

وقتی از من دور هستی

همه اش در فکر ماشین هایی هستم که ممکن است با تو تصادف کنند

یا تابلو های آگهی که ممکن است روی سرت بیفتد

یا میکروب های وحشتناکی که شایدغفلتا خورده باشی...

آرامش  برای همیشه از وجود من رخت بر بسته امابه هر حال،

دیگر آرامش صرف برای من چندان مهم نیست ....

اگر من جزو خویشاوندان دور تو بودم ،

مثلا (دختر دختر دخترعمه ) میتوانستم هر روز پیشت بیایم و ببینمت

و با صدای بلند برایت کتاب بخوانم ،

بالش های زیر سرت را گرد و قلنبه کنم

و آن دو چین کوچک که را که روی پیشانیت  افتاده صاف کنم

 و گوشه ی لب هایت را بالا بکشم تا لبخند شاد به لب هایت بیاید ،

حالا دیگر سرحال هستی ؟ نه ؟

آ نروز قبل از اینکه از پیشت بروم سر حال بودی ،

دکترت میگفت لابد من پرستار خوبی هستم

چون تو به اندازه ی ده سال جوان تر شده بودی ...(خنده )

امیدوارم عشق همه را ده سال جوان تر کند .... لبخند .

جز مورده علاقه ترین نامه هایی که دوست دارم ....

 

بهم میگم به نظرت کرونا خیلی ترسناکه ؟

 

میگم نسبت به خودم نمیترسم ، تو نگیر فقط . 

میخنده

 میگه  تو از جونت سیر شدی ؟  

 

هرگز، فقط دلم نمیخواد بابت اتفاقی که نمیدونم می افته یا نه هر لحظه در ترس باشم 

 

موارد ایمنی رو به خوبی رعایت میکنم اما نمیترسم.

 

میگم بیشتر دارم به این فکر میکنم چه خلقت عجیبی داره این ویروس که به اندازه ی نانومتر

و چه خلقت عجیب تر و پر قدرت داری سیستم ایمنی بدنمون 

 

میگم معرکه استااا معرکه .....بیا یه دو واحد ایمنی و ویروس شناسی پاس کن میفهمی از چه شگفتی ای حرف میزنم 

 

میگه این ویروس کرونا از بین بره من قول میدم ده واحدپاس کنم . خنده .

 

میگه مریم تنها جایی که میرم احساس خوبی دارم  و از خودم راضی ام ،حموم ،

میگه قشنگ احساس میکنم دارم ویروس کرونای لعنتی رو میکشم . میخندم  زیاااد

 

میگم میترسی ؟ 

میگه حالا دیگه نه ،  دلم نمیخواد بابت اتفاقی که نمیدونم می افته یا نه هر لحظه در ترس باشم 

 

موارد ایمنی رو به خوبی رعایت میکنم اما نمیترسم.(لبخند خنده )

 

پروردگار قشنگ من مراقب همه ی آدم ها باش ....