از دوست داشتن ها و خلوت ها میگفتند....
میان ابراز احساسات عجیب
گفت :
دوست دارم زیر آسمون بشینیم دوتایی باهم ستاره هارو بشماریم ... .لبخند.
اونجا بود که فهمیدم با این آدم میشه صبح از خواب بیدار شد ،
زیب چادرو باز کرد و
زیباترین منظره های دنیا رو کنارش دید ...
کنار این آدم میشه کنار پنجره ی بارون خورده بالذت شیرو بیسکوییت مادر خورد .لبخند .
کنار این آدم میشه وقت رعدو برق با پتو شیرجه زد کنارش .
کنار این آدم میشه زیر یه چتر قدم زدوبوی نم بارانرا چشید .
کنار این آدم میشه عظمت یه کوه رو با لذت نگاه کرد
چون او حرف میزند از احساساتش،
چون او درک میکند زیبایی طبیعت را ...
کسی که زیبایی طبیعت را درک کند آدم زیباییست ..
کنار او میشود
روی نوک انگشتان پا رفت پیشانی اش را بوسید
و گفت ممنونم که دوست داشتن را فراتر از هر هوسی میبینی ....
آغوش تو امن ترین جای دنیاست ....
شتاب نکنید،