شیشه ی پنجره؛؛ نمناک از باران بود ، 

 کوه سبز مخملی  جلوی دیدگانش،  

 در ذهنش غوغا .... 

 

 گفت  دیدی  تو صفحه ی گوشی  یه چیزی هست

 

وقتی  کلیک  میکنی روش؛  همه ی برنامه هایی که تا الان  باز کرده بودی بسته میشه ؟ 

 

گفتم آره 

 

گفت وقتی اونو میزنم   میگم آخییش 

 

_خنده . 

 

گفت حالا تو ذهنم پر از فکر ها دغدغه ها و برنامه های مختلفه ، 

 

 همه رو بستم ؛   میخوام بشینم فیلمی که دوست دارمو نگاه کنم ....

 

 

 میگه قبول داری زندگیو خودمون سخت می کنیم ؟ 

 

_ قبول دارم‌خیلی زیاد .

 

   برای فردا برنامه دارم  اما برای امروز زندگی میکنم ....... لبخند