از میان تمام  صفحه های مجازی 

 

پیام های عاشقانه ، 

 

دایرکت های قرمز ،

 

گفتگو هایی که می شد  تا ساعت ۴ صبح طول بکشد ، 

 

عبور می کرد، و در رخت خوابش شروع به خواندن کتاب می کرد، 

 

 پرسیدند ،   چرا نسبت به این همه ابراز احساسات  بی تفاوتی؟ 

 

گفت ؛  رابطه را برای سرگرمی نمیخواهم ، 

 

عشق را برای ساعت ۱۲ شب به بعد نمیخواهم، 

 

 و آرامش و لذت را برای یک لحظه نمیخواهم .

 

 وابسته شدن  مطلق  و اشتباه به ادم ها ،  لذت فکر کردن به  زیبایی  ستاره را از تو می گیرد .  

 

 گفتگو های شبانه ی تو را  با خدای زیبایی ها کم می کند . 

 

زمانی که  عشق واقعی را پیدا کردم ،  جواب دایرکت های قرمز را میدهم .

 

خندید . 

 

لبخند زدم . 

 

 

گفت  فردا  حرکت ساعت چند ؟ 

 

ساعت ۶:۲۰ 

 

کتاب را بست ، و با لبخند  چشم هایش را بست ....