دراز کشیده ام به صدای بارون گوش میدم ، 

 

پاییز به دنیااومده اما  همیشه میگفت از پاییز خوشم نمیاد، 

 

میگفت پاییز  دلگیره ، میگفت بهار و  تابستون خوبن .... 

 

اما امسال با بقیه ی سال ها فرق داشت 

 

برای اولین بار گفت ؛ مریم پاییزم فصل قشنگیه هاااا 

 

  خلاصه و مفید بخوام بگم،  امسال بعد از مدت ها

از اول پاییز عاشق شده . لبخند.

 

و پاییز براش قشنگ شده ...

 

دیگه شبا زیاد باهم صحبت نمیکنیم میدونم سرش گرم.لبخند 

 

چشمامو میبندم ، 

صدای بارون با موسیقی‌ بیکلام  گوشی  ترکیب شده 

لبخندی  تمام وجودم را فرا گرفته... 

 

میگه به نظرت  ، عشق و عاشقی کشکه ؟ 

 

میگم اگر با یه آدم  که شبیه ماست چکیده هست،  باشی ،بله کشکه...

 

میخنده بلند میخنده  انقدر خندیده از چشماش اشک اومده ...