_ توام کلافه میشی ؟ 

آره منم  کلافه میشم . 

_ کلافه میشی چیکار میکنی؟ 

هروقت کلافه شدی یه چیزو تغییر بده ، مثلا  من کلافه بشم پا میشم به موهام یه صفایی میدم ، لباسمو عوض میکنم  یه تیشرت جدید می پوشم ، یا از اتاقم کوچ میکنم به سمت یخچال  یا از بارفیکس آویزون میشم

خلاصه  یه تغییری بده ... تغییر ندی تا آخر روز به فنا رفتی 

 

امروز از بالای کوه دنیارو  می دیدیم .... 

 

مه  حرکت می‌کرد  از این ور به اون ور ،

 

تو راه تا مچ تو   گل فرو رفته بودیم 

 

اسکی رو گل و نمونه ی بارز  آهنگ سیه دخت بندرون خودمو تو  گِل می پلکونم دیششششش(قسمتی از آوای این موسیقی پر محتوا بود . خنده)  رو تجربه کردیم .

 از اون بالا که داشتیم دنیا رو می دیدیم 

 

یه دفعه گفت:

  با آدمایی که به زندگیت میان و بعد میرن چیکار باید کرد ؟ 

خندیدم ... 

گفتم ازشون درس میگیرم .

قضیه چی بود؟   

دوباره قضیه از اون تریپ لاو های اولیه بود که بعد تبدیل  شده بود به یه دوستی معمولی بعدم خداحافظ 

و حالا جای خالی اون شدیدا براش  درد میکرد

خاطرات مرور میشد و نمیذاشت اون از ته دل بخنده . 

و تهش  چیزی که خیلی آزارش میداد این بود چرا اینجوری شد؟ 

ما که باهم خوب بودیم ، چرا رفت؟ و هزارتا سوال دیگه  تو کله اش میپیچید و نمیذاشت از  حالش لذت ببره .... 

 

گفت چه درسی میگیری؟ 

یک:  هر آدمی  رو به تنهاییم راه ندم .

دو: اگرنتونستم تشخیص بدم و  به اشتباه  راه دادم ، خودمو می بخشم و دردشو تحمل میکنم تا یادم بمونه  بعضی از آدما تحت تاثیر هورموناشون  حرف میزنن  ، اینارو نباید جدی  بگیرم. حالا که گرفتم پس باید درد ترک عادتو تحمل کنم . 

 

سه : آدمی که بیشتر باعث حال بدش بشی باعث حال بدت  بشه بهتر که بره،بهتر که بری ،  اگرم که باعث حال خوبش شدم  یا باعث حال خوبم شد و رفتیم ، یه روزی یه جایی دلمون برای هم تنگ میشه  که دیگه کاری نمیشه کرد اینم سزای کسی هست که قدر داشته هاشو نمیدونه 

 

خندیدم  ، خندید .....

گفت منطقت  به احساسم غلبه کرد احساس میکنم حالا سبک تر شدم‌.... 

 

 گفت یاد جمله های عاشقانه اش می افتم باورم نمیشه چطور تونست بره، و گریه کرد ...  صحنه واقعا شبیه فیلم هندی شده بود

خیلی دلم میخواست   بهش دلداری بدم  اما  

 

گفتم حشریت زده به بشریت بابا هر جمله ی عاشقانه ای رو جدی نگیر .

 

یه دفعه چشماش،گرد شد و زد زیر خنده ..... 

 

 نمیدونم دقیقا به چی خندید اما   انگار به خودش اومد ... 

 

 از کوه اومدیم پایین  حالا انگار سبک تر شده .... 

 

من میدونم جای نبودنش  حالا ها حالا ها شاید درد کنه 

 

میگه کلافگیم بر طرف شد.... 

 

اون  نه موهاشو تغییر داد نه تیشرتشو  اون امروز  طرز فکرشو تغییر داد ....