زیبا سلام
هوای حوصله
دلش برای خلوت با خودش تنگ شده بود.لبخند
که ز غوغای جهان فارغ دراز بکشد رو مبل و بنویسد
درازو میکشدااا اما خستگی مجال نمیدهد و خوابش میبرد... لبخند
بعضی وقتا کارت باعث میشه با آدمای زیادی حرف بزنی
الان فقط دلم خونه ی حافظ تو میان دره رو میخواد .خنده
هیچ آدمی نباشه جز اونی که باید
اونی که بدونه الان فقط وقت بغل است و بس
یه چایی بخوریمو خستگی کل روزو رفع کنیم ....لبخند و اخیش
موزیک های با کلام گوشی رو رد می کنم تا یه بی کلام بیاد
دیگه ذهنم نمیخواد حرفی بشنوه فقط میخواد ریتم موسیقی بشینه رو نورون های مغز خالی از حرفی ...لبخند
بگید یه آهنگی که بشوره تموم خستگی های امروزو.....لبخند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ ساعت 21:41 توسط M@RY@M
|
شتاب نکنید،