خوشم اومده ازش

چون وقتی تو اوج ترس بودم به توانایی های خودش و خودم خیلی باور داشت و نتیجه درخشان شد...

نه از اون باور های الکی که فقط حرفه

انگار دقیقا اونجایی که پاهام توان جلو رفتن نداشت ،

بغلم کرد ،پریدیم ونتیجه پرواز بود....

چشماشو ریز کرد،به چشمام نگاه کرد ، گفت جا نزن

بعد خودشم پا به پام اومد

نه از اون تعریف الکیایی که بیرون گود وایمیستی ...

اون از من قوی تر بود و منو قوی تر کردو کیف کردم

لبخند

هشتگ: آدمای قشنگ