هیچ نمی دانم چرا!

 

اما می دانم

 

 کسی دیگر به درون من پا گذاشته است

 

و او است که مرا بی طاقت کرده است

 

که احساس می کنم دیگر نمی توانم در خودم بگنجم

 

در خود بیارامم

 

از بودن خویش بزرگتر شده ام

 

و این جامه بر من تنگی می کند.

 

این کفش تنگ و بی تابی فرار!

 

عشق آن سفر بزرگ...!

 

اوه ، چه می کشم!!

 

چه خیال انگیز و جانبخش است

 

اینجا نبودن...

 

دکتر شریعتی

 

http://axgig.com/images/93496480690510277674.jpg