هیچ نمی دانم چرا!
اما می دانم
کسی دیگر به درون من پا گذاشته است
و او است که مرا بی طاقت کرده است
که احساس می کنم دیگر نمی توانم در خودم بگنجم
در خود بیارامم
از بودن خویش بزرگتر شده ام
و این جامه بر من تنگی می کند
.
این کفش تنگ و بی تابی فرار
!
عشق آن سفر بزرگ...!
اوه ، چه می کشم
!!
چه خیال انگیز و جانبخش است
اینجا نبودن...
دکتر شریعتی

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15:14 توسط M@RY@M
|
شتاب نکنید،