دوست صميمي جديدم:
امروز با دوست جديد و بي نظيري آشنا شدم؛
كه فوري مرا شناخت
خيلي عجيب بود كه او هر چه مي گفتم مي فهميد
او به مشكلات من گوش داد
او به روياهاي من گوش داد
باهم درباره ي عشق و زندگي حرف زديم
به نظر مي رسيد او هم چنين تجاربي داشته
حتي يك بار هم احساس نكردم درباره ام قضاوت مي كند
او كاملا مي دانست چه احساسي دارم
به نظرم مي رسيد به راحتي مرا پذيرفته
و همين طور همه ي مشكلاتي را كه با آن ها درگير بودم
او وسط حرفم نپريد
احتياجي نداشت حرفي بزند
فقط خيلي صبورانه گوش داد
و از من دور نشد
من مي خواستم او بفهمد
كه اين چه قدر براي من با ارزش است
اما وقتي خواستم او را در آغوش بكشم
چيزي مرا از جا پراند
دستانم را دراز كردم
تا او را به خود نزديك تر كنم
اما متوجه شدم كه دوست صميمي جديديم
چيزي جز آينه نبود
(كيمبرلي كربرگر)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:23 توسط M@RY@M
|
شتاب نکنید،