مرسی که یه ساعت تاخیر داشتیم ...:-)
گاهی اوقات
تو عجله داری به سرکارت ،دانشگاهت ، کلاست برسی
و دقیقا همان حین مترو ،تاکسی ،یا واحد ها تاخیر میکنند...
و شروع میکنیم به غر غر کردن و
در یه ثانیه 60 بار ساعت را نگاه کردن...
هر وقت که مترو تاخیر میکند،
همیشه
سرو کله ی یک آدم هم پیدا میشود که با تو هم صحبت شود ...
دیروز این اتفاق برام پیش اومد و
بعد از گذشتن از غرغر ها شروع کردیم با دوستم حرف زدن که ،
یه خانومی ام پیوست به صحبتای ما...
داشت میرفت سرکار :
(پرستاری از یه خانومی 60ساله که براثر تزریق اشتباه یه
آمپول از 16 سالگی قطع نخاع
شده بود...اما بااون وضعیتش بازنشسته ی آموزش پرورش بود )
و یکم اززندگیه سخته خودش گفت و تلاش بی انتهاش....
واقعا حکمت آشنایی با بعضی آدما عجیبه ،
دقیقا وقتی سرو کلشون پیدا میشه که
تو یا اول صبح ناشکری کردی یا بدخلقی ....
و واقعا مشکلات یه سری آدما،
در برابر مشکلات تو زیادی بزرگه اما اونا از پسش بر اومدن....
دیروز ما یه ساعت تاخیر داشتیم....
موقع برگشت به خونه کنار پنجره ی بارون زده ی قطار،
خداروشکر کردم که ما یه ساعت تاخیر داشتیم....

شتاب نکنید،