رویاهاتو زمین نزار...
راه برو خسته شدی بدو، از کجا اومد؟؟
در جوابه دوستی که سوال پرسیده بودن باید بگم که :
یادمه یکی از دوستان مدت ها پیش میگفت:
آخه این چه جمله ی پرتناقضیه گذاشتی رو وبلاگت؟؟
بگو راه برو خسته شدی رو صندلی بشین 
یا راه برو خسته شدی یه کم وایستا
طرف راه میره خسته میشه،
حالا دوباره تو بهش میگی بدو؟
یه سری چیزا از گذشته با آدم میان تو حال
این جمله برمیگرده به دوران کنکوره من ،
چون فلسفه اشو دوست دارم
حالا شده جمله ای که
من هروقت بخوام برم سراغ یه هدفی،
برای خودم تکرار میکنم....
اگه کنکور داده باشی با دوران کنکور به خوبی آشنا باشی،
میدونی که چه دورانه پر تلاشیه
دورانیه که اگه صبح زود پاشیو و به اندازه خوابیده باشی
ولی بازم بخوای بیشتر بخوابی
باید نخوابی باید
جسمتو تو مسیری حرکت بدی که روحت میخواد
نه اینکه روحتو وفق بدی با جسمت و بخوابی
باید تلاش کنی،
اگه خسته شدی، باید بیشتر تلاش کنی نه اینکه وایستی
تا به هدفت برسی ....
اون موقع ها شنیدم این یه ضرب المثل چینی
درستو غلطیشو نمیدونم
اما میدونم ،
این جمله یعنی
به خاطره نیاز های حیوانی نیاز های انسانیتو رها نکن
تفسیر این جمله یه جورایی میشه این
تمام زندگی در لحظه ای نهفته است که :
در عین خستگی
یک گام بیشتر بر میداری
اینجاست که ذهنت به جسمت یادآوری میکند
من حاکم تو هستم ....
موفق باشی 
شتاب نکنید،