امروز صبح اسمون فوقالعاده بود..... نبرد بين شب و صبح.....مقابله. ي تاريكي و روشنايي.... خورشيد رفته بود تو دل سياهييي...موقع بركشت از دانشكاه ام وقت غروب باز هم اسمون معركه بود.... اينجاست وقتي خدادست به قلم ميشه تمام قلم ها رو زمين مي افته..... داشتم به اين فكر ميكردم جه روزايي هم اسمون فوق العادست اما ما جون خوابيم يا مشغله داريم بالا سرمونو نكاه نميكنيم......ما ادما خيلي وقتا بي معرفت ميشيم... اسمون واقعا هميشه معركه است.......امروز دوتا امتحان داشتم روز سختي بود ولي از بسش بر اومدم خسته نباشي مغز جان.... لبخند