شب نوشت امشب : 

 

زیبا جان من سلام 

 

سکوت شب همه جا را فرا گرفته  

 

دراز کشیده ام ، 

 

در حال حاضر صدای هو هو از خانه ی همسایه بغلی می آید ، 

 

دوست  دوران ابتدایی من شد عروس همسایه ی ما ،(لبخند)

 

حکمت خدارو ببین اخه ، 

 

چقدر خوشحال میشم زوج های عاشقو میبینم 

 

امیدوارم عشقشون هرروز بیشتر از دیروز بشه .

 

بگذریم ،

 

هنوز در فکر  سوتی و افتضاحی هستم که دوشب پیش به بار آوردم ، 

 

ولی از اونجایی که دیگه پیش اومده ، و کاریش نمیشه کرد ،

 

 

فقط خنده ام گرفته،

 

دلم میخواست بیشتر توضیح بدم ، 

 

اما احساس کردم طرف مقابل ،

 

شاید اصلا دلش نمیخواد دوباره اسم بنده رو ببینه.  

 

حرفی هم نزد .( اخم و ناراحت )

 

بعضی وقتاام کودک درونم میخواست زبون درازی بزاره

 

خلاصه بدجور ضایع شدم . خنده . 

 

اگر به شما کسی اشتباه پیام داد حتما جواب بدید ، 

 

نمیدونید اون آدمی که اشتباه کرده چه میکشه .

 

بگذریم ، 

 

خدای مهربونم شکرت بابت بارون امروزت ، 

 

خیلی دوست میداریم ....لبخند . 

 

همه ی مارا در آغوشت بگیر . شب بخیر