از وقتی از دانشگاه رسیدم ،

 

جاذبه ی شدیدی به بخاری پیدا کردم ، 

 

از ایستگاه تا خونه خیلی سرد بود 

 

بسی یخ زدیم ، 

 

خلاصه یه میلی مترم از بخاری جابه جا نمیشم . لبخند . 

 

امروز سر کلاس ژنتیک در سرم غوغایی بود 

 

از صبح دارم به گلبول های سفید فکر میکنم 

 

تحقیقم تا یه جاهایی پیش رفته،باید راه حلشو پیدا کنم ....

 

نمیدونم چرا نمیتونم بی تفاوت بشم نسبت به این موضوع

 

 

اگه شما مخاطبای دوست داشتنی وبلاگم هم ؛

 

دوست داشتید اطلاعات بیشتری درباره ی این تحقیق بدونید ،

 

و کارای تحقیقاتیو دوست دارید  

 

 

برام پیام بزارید تا براتون بیشتر توضیح بدم.

 

مهربانم کمکمون کن ..

 

تو این شبای سرد ، چایی خوردن با خانواده ،

 

یا اگر در خوابگاهید با دوستاتونو فراموش نکنیم.لبخند .چشمک