مامان در حال مکالمه اس و میخنده ، 

 

ازخنده اش خنده ام گرفته ،

 

عمو میگه این همه میوه های خوشمزه چرا سرما خوردی،

 

با صدای دوست داشتنیش، خودش به حرفش میخنده، 

 

منم میخندم ... :-)

 

این جمعه تولد باران کوچولوی دوست داشتنیه ، 

 

از کوه های آلپ به پایین می آییم .لبخند . 

 

باران میگه باید شب بخوابی ، ده شب ، 

 

میخندم ....

 

شلغم جان یه کم خوشمزه تر باش . 

 

پرودگار من دست همه ی مارا بگیر . چشمک