بالاخره زمین سفید پوش شد ،
شکرت زیبای من ....
چقدر جالبن دونه های برف ،
شب که بیرونو نگاه میکردم انگار شکر ریخته بودن رو زمین ،
به این فکر میکردم اگه دونه های برف آبی یا زرد یا بنفش بود،
صبح که بیدار میشدیم زمین آبی یا زرد بود چطور میشد ؟
واقعا برفم چیز شگفت انگیزیه اگر برامون عادی نشه .لبخند.
وقتی برف میاد واقعا نمیتونم خودمو کنترل کنم ،
من جز اون آدمایی هستم که اگر بفهمم داره برف میاد
لپام قرمز میشه از شادی و از فرط شادی میپرم .خنده .
و عاشق پیاده روی تو هوای برفی،
سرسره بازی ،
آدم برفی با آدم پایه اش،
و اگرم دیروقت باشه،
عاشق تماشای آرامش برف از پشت پنجره ام ......
بگذریم ...
دراز کشیده ام ،و در سکوت شب آهنگ بی کلام گوش میدهم
آخ که چقدر گاهی دوست دارم لذت یه سری از آهنگ هارا،
با اشخاصی قسمت کنم...
میروم رو صفحه اشان گزینه ی ارسال را نگاه میکنم اما پشیمان میشوم
آخ که چقدر گاهی زندگی را آسون میگیرم ،
اما آخ که گاهی اوقات در آخر به این نتیجه میرسم
شاید این کار درست نباشد ، و اون شخص شاید دوباره دلش بلرزد ....
و من حق ندارم با یادآوری خودم با احساسات کسی بازی کنم ....
و هروقت دلم خواست برم هروقت دلم خواست برگردم ،
آخ که چقدر بعضی وقت ها زندگی را سخت میگیرم ..
آخ که گاهی اوقات چقدر دل خودم هم میلرزد....لبخند.
خلاصه این موسیقی های بی کلام
عجیب شگفتی وآرامش آفرینشو تو سکوت شب یادآوری میکنه .....
خوشحالم از اینکه داریم کنار هم تو جهان زندگی میکنیم . لبخند
شب بخیر
شتاب نکنید،