عاشق اون لحظه ایم که،

بعد از هیاهو ها صدا ها و  اتفاقات مختلف روز
 

در سکوت و تاریکی شب

سر به روی بالش میزارم،


و با خودم خلوت میکنم و روز را مرور میکنم  ....لبخند .


دیدید بعضی وقتا آدم یاد یه حرف ها و خاطراتی می افته

ناگهان خنده اش میگیره ؟

بعضی وقتاام یه دفعه محو گل های قالی میشه و ناگهان به فکر فرو میره

امروز از اون روزا بود ،

نمیدونم چرا همش به فکر فرو میرفتم

امروز تو خونه باغ دو بار بهم گفتن ،

مریم فکر نکن  دوبارم بهم گفتن یا خودش میاد یا نامه اش ،

منم در جواب یا لبخند میزدم یامی گفتم هاهاها.


تو این سنم که هرکسی آدمو میبینه فکر میکنه تو دوست

 پسر داری وبه دوست پسرت فکر میکنی .

یه سری ام که انگار ماموریت دارن کشف کنن تو بالاخره

 داری به چه شخصی فکر میکنی و کیو دوست داری.

خلاصه خیلی به فکر فرو رفتم نمیدونم چرا .

بگذریم

آسمان شب مینگرم ،

شبکه ی چهار ساعت ۱۱ شب جمعه ها .

چقدر دوست دارم برنامه های صفاریان پور رو

چقدر حس شگفت انگیز تو برنامه هاشون هست .

راستی

کشف هیجان انگیز ناسا رو شنیدید ؟

کشف سیاره  های قابل زیست.لبخند

واقعا بالای سر ما چه اتفاقاتی می افته و ما خبر نداریم ،

واقعا چقدر شگفت انگیزه آسمون . لبخند ذوق دار


خدایا تو بی نظیری ...

بگذریم ....

فردا باید برم آزمایش کلی،

از اون موقعی که دکتر گفته چیزی نخور تا ناشتا باشی ،

حساس تر شدم چیزی بخورم . خنده.


قشنگ جان من  مارا در آغوش بگیر که ،

جان آغوش تورا میطلبد و بس ...نفس عمیق


خلوت های قشنگ و پر آرامشی در سکوت شب با خودتون داشته باشید.

شب بخیر .