آرایشگر درخت ها و گل های حیاط خانه ی ما
،من هستم.... لبخند.
بیشتر هم سبکم، مدل موی آلمانیه. خنده.
گل محمدی ،
قبلا ها مدل شاخه هایش مدل کُپ بود
اما مدت هاست مدل موی آلمانی میزنم.
خرمالو،
شاخه هایش شبیه مو فرفری های چند ماهِ است .
امسال گل محمدی زود تر از موعود جوانه زدِ
شاید هم من دیر تر به سراغشون رفتم ،
خلاصه دیگه باوجود جوانه هاش
دلم نمیاد شاخه هاش رو کوتاه کنم .
بگذریم ،
حال این روز ها ؟؟
اتمام خونه تکونیست ، و همچنین قاطی کردن های ۵ دقیقه ای من
گفتگو منو مامان این روز ها :
این قسمت گلدان ها :
مریم : مامان وقت جابه جا کردن گلدون ها منو صدا کن ،
تنهایی بلندشون نکن
مامان : باشه
چند دقیقه بعد من با صحنه ی جابه جا شدن گلدون ها مواجه هستم
مریم : ماااامان
مامان : سبک بود ،
مریم : غر ؛ غر ؛ غر من دیگه کاری ندارم ؛ من دیگه رفتم اه
مریم چند دقیقه بعد : مامان کار چی داری.
چرا این مامان ها انقدر از خود گذشته ان واقعا ؟؟
خلاصه که این روزها آمپر اعصاب من در حال مینیمم ماکسیمم است . خنده .
بگذریم
تازگیا واقعا حوصله ی آدمای غرغرو رو ندارم ،
قبلا ها خنده ام میگرفت از کاراشون و رفتارشون اما تازگیا
سریع از کوره در میرم .
نه اینکه کار من خوب باشه هاا نه.
حس میکنم یه سری از ویتامین های بدنم کم شده .
وقتی یه سری از ویتامین ها کم بشه ،
آدم معمولا بی حوصله میشه یا زود خسته میشه
باید خودمو تقویت کنم .لبخند .
این روزا تکاپوی عجیبی تو خونه هاست ....
قشنگه . لبخند
بوی بهار دارد حس میشود .....
آخ که مست میکند مرا باران هایش،
مثل پاییز دوست داشتنی .....
بهار زیبا سلام .
قشنگ جان من شکرت بابت این حس های خوب .
شب بخیر . چشمک
شتاب نکنید،