کودکی هایم را آزاد میگذارم

 

 هروقت دلشان خواست بیایند جای من بازی کنند...

 

همیشه امیدوار بودم،

 

 روزی نیاید که برای حفظ آبرو واثبات عاقل بودنم،

 

کودکی ام را زنجیر کنم

 

و مدام به آن شادی ها و خوشی های زیر پوستم اشاره کنم:

 

هیس!!عاقل باش!!!

 

این روزها خیلی به زندگی بدون صورتک فکر میکنم....

 

دوست دارم همه مرا همانطور که هستم بپذیرند،

 

باهمه شیطنت ها و دیوانگی هایم....!!