از فشار ۱۹ ای که امشب رسید به ۱۴ و
من به خاطر همین اختلاف ۵ تا کلی شاکرتم همراه همیشگی من
امشب مردم و زنده شدم ،
بر عکس الفاظ محکم و سنگ ، که بعضیا بهم دادن
باید بگم من یه پرستار سخت گیرم به بیمار سخت میگیره و همه کار واسش میکنم
اما وقتی داره ظرفارو میشوره گریه میکنه
امشب دلم خواست بعد از مدت ها محکم بودن و تکیگاه بودن کمی گریه کنم
یاد حرفش افتادم
میگه ، من تا حالا گریه ی تورو ندیدم ، چه شکلی میشی ؟
اصلا بهت نمیاد ، هیچوقت پیشم گریه نکن وقتی گریه میکنی حس میکنم اوضاع خیلی بدِ،
خنده ام میگیره ، میگمباشه
میگه ولی خیلی دوست دارم ببینم چه شکلی میشی ؟
میگم برو بابا
دوتایی میخندیم
ولی فهمیدم من نباید هرگز پزشک میشدم
برعکس ظاهرم من اصلا بی تفاوت نیستم
من حتی هنوزم مورچه هایی که تو آب میفتنو نجات میدم
و وقتی سر یکی درد میکنه تا خوب نشه اروم نمیشم
بعد ۲۳ سال فهمیدم
نمیتونم به کسی بی تفاوت باشم
و در اعماق ذهن و قلبم هواشو دارم
مراقبش هستم،
براش انرژی های خوب میفرستم ،
خدای من ، قدرت بی انتها ، امشب حال همه ی اونایی که سلول هاشون ریخته به هم
و همه ی ارگان های بدنشون داره با شدت و قدرت کار میکنن تا اون آدم خوب بشه رو ، خوب کن
خدای من بیا و اصلا هیچکسو مریض نکن و همه رو خوب کن .لبخند .
مریم خیلی دوست داره .
خب بگذریم
اتفاقات زیادی افتاده
روبه روی خونه ی قشنگمون همش منو یاد عمه میندازه
و این روز ها در سکوت زیادی فکر میکنم
به خیلی چیزا
شاید درباره اش نوشتم ...
یه روز هایی دلیل خوب میخواد واسه حس خوب
وقتی از اول روز بشه غم و تاسف واسه وضعیت مملگت روز خوبی نخواهد بود
اینستاگرام امروز از اون روزاش بود ،
هیچوقت از غر خوشم نیومده ،
به قول مهراب قاسم خانی خوشم نمیاد با شیوه ی راکی خستمون کنن
بین این همه شکایت برای اهوازو دلارو و هزارتا چیز دیگه
جمله ی صفاریان پور عجیب لبخندو رو لبم آورد
کلی نوزاد تا طلوع صبح به دنیا ما میان ، آنها نه از دلار خبر دارند
نه نا امیدی چنگشان میزند ، حضورشان در دنیای ما مبارک است ....
لبخند .
خدایا هوای همممون رو داشته باش .
شب بخیر
شتاب نکنید،