هوای حوصله زیر پشه بند خوابیده و آسمان را بنگر میکند ....
از یه سنی به بعد تصمیم گرفتم یه ستاره تو آسمون برای خودم پیدا کنم
و اون ستاره ی من باشه ...
و وقتی سرمو میگیرم بالا یه رازی با آسمون داشته باشم
خب آدما تو سن های مختلف چیز های مختلف میخوان.خنده .
یه شب که آسمونو بنگر میکردم ستاره امو انتخاب کردم
اول تصمیم گرفتم کم رنگ ترین ستاره رو انتخاب کنم
چون پر رنگ ترین ستاره ها همیشه همه رو جذب میکنه ،
اما تصمیمگرفتم اولین ستاره ای که جذبم کردو انتخاب کنم
یه ستاره ای که وقتی از ایوون نگاه میکردم
دقیقا سمت چپ آسمون بود و همیشه بودو انتخاب کردم .
هرشب بود ، دقیقا همونجا ، اسمشم گذاشتم راکی . لبخند .
شباام وقتی میخواستم بخوابم بهش میگفتم شب بخیر راکی . لبخند
یه روزی به دایی نشونش دادم ، گفتم این ستاره منه هاا همیشه هست
دایی گفت اون ماهواره اس . خنده .
منم اصرار که نه بابا اون ستاره اس
هنوزم نمیدونم ماهوراه انتخاب کرده بودم یا ستاره
اما اینو میدونم الانم دارم دقیقا راکی رو نگاه میکنم دقیقا همونجاست
یعنی امکان داره عاشق یه ماهواره شده باشم ؟ خنده
دایی کل باورامو به همریخت .خنده .
ستاره یا ماهوراه ی دوست داشتنی من ، من هنوزم دوست دارم
و باور دارم تو پر از قشنگی هستی . لبخند .
شب بخیر راکی
شتاب نکنید،