جان جانان سلام 

 

هوای حوصله لبخند به لب دارد ...‌

 

همیشه خبر یکی شدن آدم ها حالم را خوب میکند ...

 

اینکه در این دوران ، عاشقانه هایی دست در دست هم میشنوند ، 

 

پر از لبخند میکند قلبم را ....

 

امشب سیاوش فرهودی دست در دست یارش شد ، 

 

واقعا وقتی پستشو دیدم  انقدر خوشحال شدم

 

که خودمم خنده ام گرفت ....

 

خوشحالم براش ، آدمی که نوشته هاش همیشه حس خوب ایجاد کرده برام 

و منو برگردونده به اینکه درباره ی تک تک سلول هام فکر کنم ...

 

این درصورتی که این آدم هیچکدوم از اینارو نمیدونه ، 

 

وداین شگفتی دنیاست که تاثیر هایی رو آدم ها میزاری که گاهی خودتم خبر نداری ....لبخند .

 

خلاصه که خوشحال شدم ، ایشالله عروسی بروبچ وبلاگ .لبخند .

 

دلم‌عشقو گم کرده بود، امشب که دفتر های شعرمو باز کردم 

 

به این نتیجه رسیدم  عشق چقدر روز های آدمو قشنگ میکنه ....

 

هرشب یه بیت از شعر هارو میخونم و زندگی میکنمش ، 

 

اصلا چقدر عاشق ها زیبا سراییدن واسه معشوق ها....

 

اصلا چقدر قشنگن این آدم ها ....لبخند 

 

مامان بزرگ از این خانمایی لپ گلی خوشمزه ی تمیز بود که یه پا مرد بود واسه خودش هرکسی رو بوس نمیکرد 

 

اما وقتی نوه های پسر مجردو میدید میگفت بیا یه بوست کنم ، 

 

وقتی اطرافیان تعجب میکردن میگفت آخه این بوس کن نداره ، 

 

شمارو زناتون بوس میکنن اینا بوس کن ندارن من بوسش میکنم .

 

یادم هربار اینو میگفت قاه قاه خنده ها تا آسمون میرفت 

 

امیدوارم شماام بوس کنتونو پیدا کنید ، و دست تو دستش بشید . لبخند 

 

مارو در آغوشت  بگیر خالق زیبای ما .

 

شب بخیر