زیبا سلام، هوای حوصله خوب است ....

 

در کنج پر آرامش اتاقم دراز کشیدم

 

و از پنجره ستاره ها رامینگرم ....

 

میگه ؛  تو این یه ماهی که گذشت کجا دلت لرزید ؟ 

 

اونجایی که محمد علی کریم خانی میخونه : صححرااا همه گلگون شده 

 

لبخند میزنه ، میگه آدم دلش هوری میریزه موافقم .

 

میگه دیگه کجا دلت لرزید ؟ 

 

اونجایی که بعد از سالها چشم تو چشم میشی  با آدمایی که یه دنیا حرف باهاشون داشتی‌،

 اما نمیدونی باید چیکار کنی فقط مجبوری  نگاهتو جاییی دیگه تغییر بدی....

 

میگه   خب  چرا حرف نزدی ؟ گفتم چون از برخورد سرد آدما خوشم نمیاد، بعدشم یه جاهایی که تو اصلا زبونت نمیچرخه که ،فقط  نگاه میکنی . خنده .

 

بازم میخنده . 

 

میپرسم به نظرت آدما عاشق زیبایی چشم میشن یا زیبایی نگاه ؟ 

 

میگه نمیدونم 

 

اگه یه روز چشمات به زیبایی روز اول نباشه بازم دوست دارن ؟ 

 

میگه دنیای چشم اصلا متفاوته ،  من فقط میدونم نگاه هیچوقت پیر نمیشه.... هیچوقت