زیبا سلام ، 

 

امشب دارم به این فکر میکنم چقدر مردم خوبی تو کشورم داریم 

 

هرکی به اندازه دل خودش به کرمانشاه کمک کرد ، 

 

چقدر آدمای خوب حالمو خوب میکنن ، 

 

چقدر انسانیت قشنگه، 

 

خدای مهربونم نگهدارشون باش ت  این زمونه 

 

 

و بیکارشون کنه کسانی که بی مسئولیتانه دارن کشورو اداره میکنن ، 

 

به راه راست هدایت همه کسایی که پشت تزویرو ریا قایم شدن 

 

آمین 

 

 

جان جانان سلام ، 

 

دلبر شیرین سلام، 

 

هوای حوصله زیر پتو ، هندزفری به گوش درحال نوشتن است ،

 

آخ که تعطیلات روح آدم را شاداب میکند .لبخند.

 

شنبه ام نمیرم دانشگاه و پیچش رو سرلوحه ی کارم قرار دادم .

 

دلم پیش باران کوچولو مونده ، امشب خیلی اصرار کرد برم پیشش بخوابم ، 

 

اما نمیشد، برای اینکه ازسرش بیفته این قضیه ، 

 

بهش گفتم فردا مسابقه ی هیجان انگیز داریم ، 

 

حالا درحال چیدن مسابقه ی فردا هستم ،خنده.

 

شماام‌ پیشنهادی داشتید،

 

خوشحال میشم بگید واقعا کمکم کردید .چشمک

 

میگه با من کم‌بازی میکنید ، اوضاعی داریمااا.لبخند

 

نباید بزارم کودک درونم غیر فعال بشه.

 

بگذریم 

 

اون روز به این فکر میکردم اگر پسر بودم ، 

 

چطوری برای دختر مورد علاقه ام پاپیش میذاشتم؟

 

راستش قطعا دختری که جذبم‌کرده بوده دختر الکی ای نبوده ، 

 

با دقتی که دارم‌و 

 

با شناختی که درباره ی شخصیت خودم دارم ،

 

اگر خوشم‌اومده باشه ، 

 

قطعا غرورم میزارم کنار ، 

 

خیلی راحتو‌بدون پیچش میگفتم بهش: 

 

من از شما خوشم اومده، 

 

و به ازدواج به شما فکر میکنم ، 

 

دلم میخواد باهاتون آشنا بشم ،

 

دوحالت داشت ، 

 

یا دختره بهونه می آورد و جواب منفی میداد ، 

 

که عمرا رهاش میکردم تا زمانی که تمام تلاشمو نکرده بودم ،

 

کم‌کسی نبود ، شخصی بود که من بین هزاران دختر به دلم چسبیده بود، 

 

تلاش به معنی چرب زبونی نیست ،

 

به معنی اینه که  به معنای واقعی شخصیتمو میشناختوندم بهش ، 

 

وقتی صداقتو تو رفتارم میدید ، پیگیری رو میدید، 

 

خوش اخلاقی و احترام  رو میدید ،

 

وفاداری تا آخر عمرو از رفتارم میفهمید ، 

 

اگه  واقعا حس میکرد که دوستش دارم ، 

 

انعطاف پذیر میشد ،

 

دخترا وقتی صداقتو تو حرفا حس کنن میمونن 

 

حالت دوم این بود که اصلا جوابش برای شناخت هم مثبت ِ ، 

 

در این صورت به جای اینکه شروع کنم به روزو شب عاشقونه ، 

 

دو سه هفته اصلو میزاشتم رو شناخت واقعی ، 

 

بعدم که حس کردم واقعا برای همیم ، 

 

و یه مدت کوتاهی گذشت

 

میرفتم میگرفتمش ، 

 

دوران نامزدی ام خیلی کوتاه  میکردم ، 

 

تو زندگیم همیشه احترامشو نگه میداشتم ، 

 

و بعد از ده سال زندگیم

 

همونطور مثل روز اول عاشقانه نگاهش میکردم ، 

 

هیچوقت صفحه های دور از انسانیتو دنبال نمیکردم ، 

 

خیانت نمیکردم ،

 

 

 

و قطعا برام صفحه های خانم های خوش هیکل جذاب نبودن ، 

 

فقط و فقط او برام جذاب بود ، 

 

چون زن ها همه چیز رو حس میکنن ،

 

کوله پشتیمو میبستم و یه دفعه همراه با او میرفتم سفر ، 

 

زندگی همین هیجان هاش قشنگه ، 

 

وسط جنگل ، 

 

 تو هوای نیمه بارونی

 

کنار آتیش ،

 

آهنگ shape of my heart پخش میکردم ، 

 

براش چایی میریختم، 

 

و بهش قشنگ شدن زندگیم رو یاد آوری میکردم 

 

وستاره هارو میدیم 

 

لبخند . 

 

زن ها ، دختر ها ، موجودات پیچیده ای نیستن ، 

 

فقط کافیه بلد باشیمشون ، 

 

به چشم یه نیاز جنسی دوسال اول زندگی بهشون نگاه نکنیم ، 

 

مهربون ، با ایمان ، کوشا ،خوش اخلاق شیطون ، قوی ، متین ، وفادار، 

 

باشید ، خواهید دید که یه عشق ناب رو تجربه خواهید کرد ، 

 

اگر در انتخاب دنبال ارزش های والا باشیم ، 

 

لبخند .

 

فعلا تا همینجا ،

 

شبتون پر از آرامش 

 

شب بخیر . لبخند 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زیبا جان من سلام ، آرامش محض سلام ....

 

هوای حوصله خوب است .....

 

فردا با رفیق شفیق میخوایم یه کاری انجام بدیم 

 

یه کاری که تو عمرم انجام ندادم ،

 

ولی برای رسیدن به آرزو ها ی قشنگمون باید همت کنیم  

 

واقعا نیاز دارم که همراهمون باشی ، خیلیییییی زیاد .

 

خب 

 

برگ‌ریزوناای پاییییییز کی چشم‌به راهت نشسته 

 

یاد اومدن آهنگ سر جلسه ی کنکور کم بود ، 

 

حالا تازگیا  هروقت که میرم تو رختخوابم،

 

یه بیت از یه آهنگم می افته تو ذهنم،

 

حالا فکرشو بکن تو تاریکی مطلق تو رخت خواب دلم میخواد بخونم ،

 

برگ ریزونای پاییز که چشم به راهت نشسته .لبخند .

 

حرف زیادِ ، اما فردا بامدادی ام ، 

 

و باید بامداد بیدار بشم و برم سمت علم و دانش 

 

بابا لنگ دراز من حواسم‌ به یادت هست ، 

 

در این  دنیای رنگارنگ ، خوش اخلاق بمان ، 

 

هیچ چیز جز اخلاق نیکو ،ایمان ،و اراده ی کار  مرد را جذاب نمیکند 

 

هیچ صدای بلندی و هیچ بد اخلاقی ای در هیچ جای دنیا،

 

یک زن را برای سالهای زیاد عاشق نگه نمیدارد،

 

از آن عشق های روز اولی ، 

 

خوش اخلاق باش و قوی تا آخرین روز بودنمان ،

 

عاشقت باشم از آن عشق های‌روز های اولی .....

 

شب بخیر . لبخند 

 

 

در حال حاضر :

ساعت ۱۲:۳۰ شبِ

 

ساعت ۴:۳۰ صبح ساعتو زنگ گذاشتم ، بایدبیدار بشم ، 

 

میخوام از اتاقم برم بیرون،

 

اما مهمون داریم و هیچ جوره شرایط بیرون رفتنو ندارم ،

 

با بالش و رخت خوابم  از این ور به اون ور میرم ، 

 

باید بخوابم ، اما صداها  خوابمو پرونده

 

شرایط بیرون رفتنم ندارم 

 

صحبت هاام گل انداخته 

 

 

بار الهی رحم کن به من . خنده . 

 

تو این ساعت شب لطفا 

 

به من  خواب بده

 

فردا سر کلاس ازم خوابو بگیر 

 

این غرورو از یه سری بگیر ، 

 

به هممون عقل بده 

 

یه کاری کن من بتونم برم بیرون . خنده . 

 

 

قشنگ جانممممم هوامونو داشته باش 

 

 

 

 

 

زیبا ی خیلی قشنگ من سلام ....

 

خالق آبان زیبا سلام ...

 

هوای حوصله خوب است ...

 

قطره ها وقتی به هم دلم میبندند ، دریا میشن 

 

آدما وقتایی که  عاشق میشن ، زیبا میشن...... 

 

حالا بعدی :

 

گر جان به جان من کنی ، 

جان و جهان من تویی،

سیر نمیشوم زتو،

تاب و توان من تویی‌‌.....

 

این موقع شب این دوتا آهنگ اومده تو ذهنم ، 

 

هندزفری ام‌ که خرابه استو وااای . خنده. 

 

آخ که چقدر دلم برای حرف زدن با تو تنگ شده است 

 

شیفته ی ارتباط بین جمله بندی هام شدم . خنده 

 

واقعا  خواب که فشار بیاره نتیجه اش میگه اینجور نوشته ها 

 

پر از حس خوب باشیم .

 

چشمک

 

بعضی وقتا بعد از سیر درتلگرامو اینستا گرامو غیره 

 

و آشنایی با زندگی هزاران آدم رنگی رنگی مختلف ،

 

و دیدن اتفاقات گوناگون تنها کاری که دوست دارم‌بکنم اینه که ؛ 

 

همه ی صفحاتو ببندم و برم با مادر چای بنوشم ....

 

کلاه حصیریمو بزارم سرمو چکمه مشکی هامو بپوشم ،

 

بیلچه هامو بگیرم دستمو  برم تو باغچه و همراه مامان به گل ها

 

برسمو ریحون بکارم، و توپاییز برگای حیاطو جمع کنم ....

 

با اینکه اینستاگرام  تنوع زیادی داره ، و هرصفحه بیانگر یه زندگیه ، 

 

و پر از صفحات رنگیه ، و هرکی داره زندگیه خودشو بیان میکنه

 

  اما  زیاد‌موندن  تو  فضای مجازی  حالمو خوب نمیکنه ، 

 

نمیدونم چرا اما حس میکنم یه چیزاییش مصنوعیه،

 

یه سری رنگی رنگی بودانش، 

 

شبیه هم شدناش، 

 

اما همینکه باعث شده وقتی غذا یا  یه چایی میخوای بخوری از چند زاویه به

 

چایی نگاه کنیو ببینی کدوم زاویه عکسش قشنگتر میشه

 

و سریع هورت نمیکشیشم خوبه . (خنده)

 

خلاصه گاهی اوقات به سرم میزنه  از گوشیم پاکشون کنم 

 

راستش دیگه شب نشینی های زمستونی رو

 

بیشتر از حرف زدن های مجازی دوست دارم .

 

فقط برای گروه های دانشگاه باید یه فکری بکنم (تفکر) 

 

بگذریم (لبخند)

 

بالاخره بعد از مقاومت سرسختانه در برابر ویروس های مترو، 

 

ویروس های رفیقان شفیق ، 

 

و مریض نشدن با وجود یک عالمه رفیق سرما خورده ،

 

بالاخره سرما را خوردم ، 

 

و حال سرمای خورده شده حاصلش شده عطسه پشت عطسه .خنده.

 

و آب لیمو عسل دوست همیشگی من و کلداکس رفیق ۶ ساعته ی من شده 

 

فردا باید تهران بمونم ،

 

آخ که چقدر دلم برای بالشو آسمون ایوونمون 

 

و نفس های مامان تو خونه تنگ میشه ،

 

سه شنبه اما خونه ام .(لبخند) 

 

این ترمای آخر هم شیرینه هم سخت 

 

دیگه تموم میشه به امید خدا . 

 

خب دیگه وقت خوابه 

 

خوابامون پر از لبخند 

 

فردامون پر از خدا

 

 

 

 

زیبا جان سلام ....لبخند 

 

هوای حوصله خوب است ؛ 

 

آبان زیبا هم که آمد ....

 

منتظر  هوای ابری ناب که انگار هوا میخواهد چیزی بگوید و

 

باران قشنگت  مشتاقانه هستم ....

 

آخر هفته چقدر خوبه آخه .به به . 

 

واقعا قدر تک تک لحظه هاشو میدونم از بس که کل هفته در دانشگام 

امروز چطور بود ؟ 

 

امروز رفتم هشتگردو کارای عقب افتاده رو انجام دادم ،

 

الان حس خوبی دارم . لبخند.

 

دربی رو هم که باختیمو  

 

امشب یه جدولم حل کردم بسی کیف کردم . 

 

فعلا تا همینجا 

 

روزاتون ناب و پر از حس زیبای بارون