پایان  کار ، 

 سکوت و آرامش شب 

 

 زیبای من  همه ی مارا در آغوش بگیر   

 

شب بخیر 

وارد خلوتش نشوید اما همواره اورا  در آغوش داشته باشید .    

 بهش گفتم آخ آخ حس میکنم خطر پرتاب سنگ داری ، 

 

 خندید  گفت دقییییقا مریم ؛خودشِهه.

 

 

اسم این دورانو گذاشتم با احتیاط نزدیک شوید ، خطر پرتاپ سنگ  .

 

تو اکیپون 

تو این دوران معمولا سر به سر هم نمیزاریم؛ حرف های تلخ ممنوع، .لبخند.

 

 سعی میکنیم هوای همو بیشتر داشته باشیم و معمولا تو این دوران 

فرد  اعصاب قاطی  حق دارد بد اخلاق باشد .

دیده شده بدترین گند ها به رابطه در این دوران زده شده . خنده

 خدا نکند  اندکی احساس کنی طرفت نسبت به تو بی توجه است .  خداوند به خیر بگذراند .لبخند . 

دیده شده  بی خودی دلت می خواهد گریه کنی، 

گاهی هم مظلوم ترین و ساکت ترین آدم زمین میشوی . 

خلاصه همدیگر را درک میکنیم 

تا به سلامتی از این دوران خارج شویم. خنده . 

 

امروز بهم‌ گفت مریم ، خطر پرتاب سنگ ؟ 

گفتم از سنگ گرفته تا  ، آجر ،  آرپیچی ..

،جاده لغزنده است شدیدددد. با احتیاط نزدیک شوید 

 

زدیم زیر خنده 

 

 

 

داشتم فکر میکردم  اسم این دوران را باید گذاشت؛

 

  لطفا زیاد مهربان باشید شما با موجودی شکننده طرف هستید 

 

۷ روز شما مهربان باشید  اما او بد اخلاق است . خنده 

 

یا اینکه با احتیاط حمل شود ، شکستنی . خنده

 

دوران صبر ایوب 

 

یا اینکه  وارد خلوتش نشوید اما همواره اورا  در آغوش داشته باشید . 

 

 یا اینکه ۶ دانگ حواستان بهش باشد . 

 

یا اینکه 

احساساست  از کنترل خارج شده  فرار  کنید . خنده . 

 

به نظر تو چی  باید گذاشت اسم این دورانو .... 

 

 

لبخند 

 

 

میگم تو قلب منی ،

 

وقتی  تو این شرایط مجبوری بری  بیرون ،

 

احساس میکنم یه تیکه از قلبم داره بیرون از بدنم می تپه ...

 

میگه فهمیدم نگرانمی دیگه بیرون نمیرم .

 

دوستش دارم؛ حرفمو میفهمه ....

 

 

پادشاه

روزت مبارک، پادشاه جذاب

 

برایت یک‌بغل عشق  کنار راکی ستاره ی محبوبم میفرستم 

 

دوستدارت: مریم کوچولوی تو 

 

 

 

۷۰ سالشون؛ میگه چی شد انتخابش  کردید ؟ 

 

میگه حس کردم خیلی حرف برای گفتن باهم داریم ...لبخند . 

 

میگه حالا هنوزم واقعا حرف دارید؟ 

 

میگه هنوزم وقتی رنگین کمان در میاد ذوق میکنه و

میگه این یه سرسره ی شگفت انگیز تو دنیاست.....لبخند  .

 

شما با این ادم  مگه میشه حرف نداشته باشید . لبخند .

 

  تو باهاش چقدر حرف داری؟

 

 

همیشه هرس کردن درختارو دوست دارم،

بهم میگه آریشگر درختا....

تا من برم ،یکیشونو، نه مدل آلمانی زده نه کرنلی زده ،

انگار با صفر ماشین ریش تراش زده ،

  میگم چرا انقدر کوتاه  چرا کچل ؟ :-))؟

میگه حالا ببین این چی بشه...

بهش میگم    زندگی ماام انگار  مثل همین درختاست

 اگر شاخه های  جانبی و چیز های فرعی رو رو بریزیم بیرون  به سمت بالا رشد میکنیم ...

میگه دقیقا خودشه ....

 اگه بخوای بری بالا نباید به چیزای حاشیه بپردازی ...

 

حیاط بوی علف بارون خورده میده ....

 

شاخه های جانبی زندگی تو چیه ؟ که باید کوتاه بشه ؟ 

 

از دوست داشتن ها و خلوت ها میگفتند....

میان ابراز احساسات عجیب 

گفت :

دوست دارم  زیر آسمون بشینیم دوتایی باهم  ستاره هارو بشماریم ...  .لبخند. 

 

اونجا بود که فهمیدم با این آدم میشه صبح از خواب بیدار شد ، 

 زیب چادرو  باز کرد و

 زیباترین منظره های دنیا رو کنارش دید ...

 

کنار این آدم میشه  کنار پنجره ی بارون خورده بالذت شیرو بیسکوییت مادر خورد .لبخند . 

 

کنار این آدم میشه  وقت رعدو برق با پتو شیرجه زد  کنارش . 

 

کنار این آدم میشه  زیر یه چتر قدم زدوبوی  نم باران‌را چشید .

 

کنار این آدم میشه عظمت یه کوه رو با لذت نگاه کرد

 

چون او حرف میزند از احساساتش،

 

چون او درک میکند زیبایی طبیعت را ...

 

کسی که زیبایی طبیعت را درک کند آدم زیباییست .. 

 

کنار او میشود 

 

  روی  نوک انگشتان پا رفت پیشانی اش  را بوسید 

 

و گفت ممنونم که دوست داشتن را فراتر از هر هوسی میبینی ....

 

آغوش تو امن ترین جای دنیاست .... 

 

 

 

زیبا ترین  سمفونی دنیا ؟ ؟؟

 

سمفونی شیروانی  و باران ‌‌‌‌....

گفت نظرت درباره ی  این پسر چیه ؟

 

چپ چپ نگاهش کردم ؛ 

 

گفت بگو دیگههه.

 

گفتم به نظرم پسر خوبیه ،

 

گفت به نظر من که خیلی مزخرفه ، اون روز تا دانشگاه برسیم سرشو این طرف نکرد یه نگاه  بندازه ؛

 

 بازم بهش چپ چپ نگاه کردم ...

 

ماه ها گذشت....  

 

امشب اومده پی ویم ، میگه حوصله داری حرفی بزنیم ؟ 

 

میگم آره ،

 میگه به نظرت  فلانی از چجور دختری خوشش میاد؟ 

 

من : خنده  ، چهره شبیه علامت سوال 

 

 گفت  نخند بگو دیگههه ، 

 

‌گفتم  فلانی گنگ  ندیدمش  نمیدونم ،

 

گفت حالا یه حدسی بزن  دیگههه،

 

گفتم  حس میزنم  از دخترای شیطون خوشش میاد ، 

 

لبخند زد.

 

گفتم یه حسی بهم میگه عاشق شدی ؛

 

گفت: نه از سیبیلاش خوشم نمیاد ، 

 

گفت حس میکنم به تو میخوره ، خیلی اهل شعرِ 

 

باز چپ چپ نگاهش کردم .

بعد پنج ثانیه میگه : مریم، پسرِ خیلی متین و با شخصیته  

به فکر فرو میره ....

 

 

قشنگ مشخصه تو مغزش هیاهویی برپاست ، در عرض یک دقیقه اول  نکات منفی طرفو میگه   بعد یه دفعه   یاد نکات مثبتش می افته  

 

 میگم    تبریک میگم  رد دادی 

 

میخنده. 

 

 

 

 

   

 

به قول جودی ابوت عزیزم  تو کتاب بابالنگ دراز 

 

وقتی از من دور هستی

همه اش در فکر ماشین هایی هستم که ممکن است با تو تصادف کنند

یا تابلو های آگهی که ممکن است روی سرت بیفتد

یا میکروب های وحشتناکی که شایدغفلتا خورده باشی...

آرامش  برای همیشه از وجود من رخت بر بسته امابه هر حال،

دیگر آرامش صرف برای من چندان مهم نیست ....

اگر من جزو خویشاوندان دور تو بودم ،

مثلا (دختر دختر دخترعمه ) میتوانستم هر روز پیشت بیایم و ببینمت

و با صدای بلند برایت کتاب بخوانم ،

بالش های زیر سرت را گرد و قلنبه کنم

و آن دو چین کوچک که را که روی پیشانیت  افتاده صاف کنم

 و گوشه ی لب هایت را بالا بکشم تا لبخند شاد به لب هایت بیاید ،

حالا دیگر سرحال هستی ؟ نه ؟

آ نروز قبل از اینکه از پیشت بروم سر حال بودی ،

دکترت میگفت لابد من پرستار خوبی هستم

چون تو به اندازه ی ده سال جوان تر شده بودی ...(خنده )

امیدوارم عشق همه را ده سال جوان تر کند .... لبخند .

جز مورده علاقه ترین نامه هایی که دوست دارم ....

 

بهم میگم به نظرت کرونا خیلی ترسناکه ؟

 

میگم نسبت به خودم نمیترسم ، تو نگیر فقط . 

میخنده

 میگه  تو از جونت سیر شدی ؟  

 

هرگز، فقط دلم نمیخواد بابت اتفاقی که نمیدونم می افته یا نه هر لحظه در ترس باشم 

 

موارد ایمنی رو به خوبی رعایت میکنم اما نمیترسم.

 

میگم بیشتر دارم به این فکر میکنم چه خلقت عجیبی داره این ویروس که به اندازه ی نانومتر

و چه خلقت عجیب تر و پر قدرت داری سیستم ایمنی بدنمون 

 

میگم معرکه استااا معرکه .....بیا یه دو واحد ایمنی و ویروس شناسی پاس کن میفهمی از چه شگفتی ای حرف میزنم 

 

میگه این ویروس کرونا از بین بره من قول میدم ده واحدپاس کنم . خنده .

 

میگه مریم تنها جایی که میرم احساس خوبی دارم  و از خودم راضی ام ،حموم ،

میگه قشنگ احساس میکنم دارم ویروس کرونای لعنتی رو میکشم . میخندم  زیاااد

 

میگم میترسی ؟ 

میگه حالا دیگه نه ،  دلم نمیخواد بابت اتفاقی که نمیدونم می افته یا نه هر لحظه در ترس باشم 

 

موارد ایمنی رو به خوبی رعایت میکنم اما نمیترسم.(لبخند خنده )

 

پروردگار قشنگ من مراقب همه ی آدم ها باش ....