هوای حوصله خوب است ....
هر از گاهی باد اندکی پنجره هارا تکان میدهد
و اندکی باران به شیشه ها میخورد
و من ،
در سکوت و تاریکی زیبای شب دراز کشیده ام ،
و در حال مرور سال ۹۵ هستم ....
عمل مادر ،
ازدواج رفیق شفیق،
آمدن آدم های دوست داشتنی به زندگیم که خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم ...
فرودگاه
بابای اردلان.
آمدن اعضای جدید به خانواده
همچنین در راه بودن یه نی نی کوچولو . لبخند
استرس ها یی که واقعا الکی بودن
ماندن سر دوراهی های سخت
لحظات شیرین
خلاصه در ذهنم همه چی داره مرور میشه .
این موقع سال با خودم قرار های جدید میزارم
مثلا سعی کنم عادت های بدمو بزارم کنار ،
هیچوقت از آدمای کینه ای خوشم نیومده ،
واسه همین هر چی ناراحتی از کسی دارم همین الان از ذهنم پاک میکنم ،
و حال خوبی تو ذهنم جایگزین میکنم .
حرف با جان جانان زیادِ
زیبای من مراقب هممون باش،
و سال قشنگی رو برای همه رقم بزن . لبخند

شتاب نکنید،