وقتی اخرین نخ اش رو میخوام ببندم
ناخودآگاه یاد این جمله می افتم ،
بادبان هارا بکشییید
آپولو در حال برافراشته شدن است
میدونم هیج ربطی به هم ندارن اما من هربار این جمله تو مغزم تداعی میشه
و میگم ، بادبان هارا بکشییید آپولو در حال برافراشته شدن است
و او میخندد . لبخند .
هوا بس ناجوانمردانه گرم بود ، در حال حاضر داره نسیم میوزه
راکی ام( ستاره ی ماهواره ای من ) از سمت چپ آسمون داره چشمک میزنه
رفیق شفیقم رفت سر خونه و زندگی جدیدش
و فصل جدید زندگی را آغاز نمایید.
آزمون استخدامی بسیار چرت و سخت بود.
و من فارغ التحصیل شدم و حس سبک و پرواز دارم
و بسیااار خوشحالم اما این خوشحالی رو نمیتونم جای دیگری
جز وبلاگ رو به انقراض ثبت کنم چون عده ای از دوستان ترم اضافه بهشون خورد
و من دلم نمیخواد اونا غصه بخورن که چرا این ترم تموم نکردن همراه ما .
پس به این خوشحالی پنهانی در اینجا میپردازیم . لبخند .
خدایا شکرت
کمک کن همه دانشجوها با موفقیت و لذت تمومکنن درسشونو...
در حال حاضر فقط دارم استراحت میکنم
و خستگی ۴ سال پر تکاپو و بامدادی رو رفع میکنم
لیگ بدمینتون حرفه ای رو شروع خواهم کرد به زودی . لبخند
کلاه منگوله دار من ، توام آیا باز به فوتبال میروی ؟ لبخند .
در حال حاضر قهوه ی سرد آقای نویسنده رو شروع کردم به خوندن
فکر کنم یواش یواش وقتشه ویلونمو به دست بگیرم
برویم کمی زندگی کنیم....لبخند
شتاب نکنید،